ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٠ - دليل ششم - لذائذ و ابتهاجهاى روحانى
آنان از عدل و داد و حقّ شناسى و معرفت و زيباييهاى اخلاق و آرمانهاى معقول و كوشش براى پيش برد بنى نوع انسانى لذّت نمى برند . اصلا معناى سرور شكوفائى و بهجت روحانى براى آنان قابل فهم نيست ، چنانكه شكوه هستى هرگز آنان را بخود جلب نمى كند . ما چنانكه در بررسى عنصر چهارم ( عامل تجريد ) در بحث گذشته گفتيم ، نمى توانيم بحث و گفتگوئى با اين اشخاص داشته باشيم . زيرا براى كسى كه لذّت عدالت و ارزش آن قابل درك نيست ، چه مى توان گفت براى كسى كه هرگز درد جهل را نچشيده است ، در بارهء لذّت كشف مجهولات و بدست آوردن معارف چه دليل و برهانى مى توان آورد بهر حال ما اين گونه لذائذ و شكوفائىها و بهجت و سرورهاى روحانى را در انسانهاى رشد يافته مشاهده مى كنيم . اين كه اغلب مردمى كه جز لذائذ خور و خواب و خشم و شهوت چيز ديگرى را در خود نمى يابند ، معناى سخن رشد - يافتگان را در بارهء آن لذائذ و بهجتها نمى فهمند ، خللى بر واقعيّت آن پديده نمى رساند ، چنانكه قابل درك نبودن لذّت حلّ يك مسئلهء بسيار پيچيدهء رياضى براى كودك ضررى به واقعيّت آن لذّت وارد نمى آورد .
وقتى كه ابن سينا مى گويد : العارفون المتنزّهون إذا وضع عنهم درن مقارنة البدن و انفكَّوا عن الشّواغل خلصوا إلى عالم القدس و السّعادة و انتعشوا بالكمال الأعلى و حصلت لهم اللَّذّة العليا ( عارفانى كه به مقام تنزّه و تهذّب رسيدهاند ، هنگامى كه كثافتهاى دمسازى با بدن از آنان بر كنار شد و از اشتغالات نفسانى جدا شدند ، بسوى عالم قدس و سعادت رها ميشوند و با دريافت كمال اعلى نعشه و سرور وجود آنان را فرا مى گيرد و لذّت اعلى براى آنان حاصل مى گردد . ) براى صحّت گفتار خود احتياجى به امضاى غوطه وران در لذائذ حيوانى