ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٦ - خودكامگىهاى خودپرستان هم مانند وجود پليدشان رو به فنا است
انجام بدهد ، بلكه حتّى ممكن است بنظر شخصى كه زير ضربهء ظلم قرار گرفته است ، نرسد . پس اين كه امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايد : « تا آن گاه كه گمان كننده چنين پندارد كه دنيا وابستهء بنى اميّه و در انحصار آنان مى باشد . . . و تازيانه و شمشير آن تبهكاران ضدّ انسان از امّت مسلمانان برداشته نخواهد شد » ممكن است مقصود از گمان كننده دو گروه باشند : گروه يكم - كسانى باشند كه زير ضربات تازيانهها و شمشيرهاى آل اميّه در زجر و شكنجه بودند كه بازگو كنندهء همان قاعده است كه در بالا توضيح داديم .
گروه دوم - مردم كوته بين كه قدرت اشراف و آگاهى به گذشت زمان و بروز و سقوط گروهها و مخصوصا نابودى ستمكاران ندارند .
اين بود بيانات مختصرى در تفسير خطبهء امير المؤمنين كه قسمت اوّل آن در بارهء عرفان مثبت اسلامى است . اكنون براى ورود به مباحث عرفان مثبت كه در اين مجلَّد مى خواستيم مطرح نمائيم ، بدانجهت كه اين مباحث مربوط به عاليترين وضع روحى انسانهاست ، لذا مجبوريم نخست دلائل عظمت نفس انسانى را كه بوسيلهء تجرّد بمقام عالى روح انسانى مى رسد متذكَّر شويم .
اين دلائل به دو قسمت مهمّ تقسيم مى شوند : قسمت يكم - دلائل تجرّد نفس .
قسمت دوم - استعدادهاى موجوده در نهاد انسانى كه بوسيلهء عوامل و انگيزههاى خارجى به فعليّت مى رسند .
قسمت يكم - دلائل تجرّد نفس
قسمت يكم - دلائل تجرّد نفس براى بررسى دلائل تجرّد نفس و وجود استعدادهاى نهفته در آن ، دو مقدّمهء ضرورى را متذكَّر مى شويم
براى بررسى دلائل تجرّد نفس و وجود استعدادهاى نهفته در آن ، دو مقدّمهء ضرورى را متذكَّر مى شويم :
مقدّمهء يكم - بيان مختصرى از نظريّه اى كه منكر تجرّد نفس و استعدادهاى نهفته در آن مى باشد .