ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣١ - در ميان شما به قرآن عمل كردم و عترت را بوديعت نهادم و پرچم ايمان را در ميان شما نصب و آنرا باهتزاز در آوردم
براى توضيح بيشتر در بارهء مقام الهى عترت معصوم پيامبر اكرم ( ص ) رجوع شود به مجلَّد دوم از همين تفسير از ص ٢٧٢ تا ص ٢٨٠ .
مى فرمايد : « پرچم ايمان را در ميان شما نصب و آنرا به اهتزاز در آوردم » او لذّت و عظمت ايمان بخدا و حكمت هستى و وجود خود را در عالم هستى در عاليترين حدّ دريافته بود و مى دانست كه نه تنها جمال و جلال حقيقى بنى نوع انسان فقط با ايمان به امور مزبوره بحدّ اعلاى خود خواهد رسيد ، بلكه بدون ايمان دردهاى بشرى و جهل و ظلمتهائى كه بشر در آنها غوطه ور است ، هرگز منتفى نخواهند گشت . و چه ساده لوحند كسانى كه انتقال از دردى به درد ديگر و انتقال از ظلمتى به ظلمت ديگر را رهائى و موفّقيت به دستيابى به درمان و ورود در انوار معرفت تلقّى مى كنند « شما را به حدود حلال و حرام آگاه ساختم » در ارشاد مردم به آن چه كه در شرع انور اسلام از حلال و حرام آمده است ، كمترين كوتاهى نفرموده است . او پس از پيامبر اكرم ( ص ) اعلم و افقه و اقضاى مردم بوده است و ايمان او باين كه آنچه را كه از اسلام مى دانسته است ، مى بايست در اختيار مردم بگذارد ، شديدترين تحريكات را به آن حضرت وارد مى آورد كه عقائد و احكام اسلام را بآنان بيان فرمايد . جملهء :
سلونى قبل أن تفقدونى ( بپرسيد از من ، پيش از آنكه مرا گم كنيد ) كه در نهج البلاغه در خطبهء ١٨٧ آمده است ، متواترا نيز نقل شده است . مضامين جملات بعدى را در سرتاسر نهج البلاغه ملاحظه مى فرمائيد .
٩٩ ، ١٠٦ - و منها : حتّى يظنّ الظَّانّ أنّ الدّنيا معقولة على بنى أميّة تمنحهم درّها و توردهم صفوها ، و لا يرفع عن هذه الأمّة سوطها و لا سيفها ، و كذب