تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٩٦ - ٥ المقالة التكليفية
پنجم، داراى شصت حديث است. شهيد، در نقل احاديث، مصادر خود را ذكر نمىكند و غالباً بدين صورت عمل مىكند كه مىگويد: «روينا عن محمّد بن يعقوب بإسناده إلى أبى عبد اللَّه عليه السلام» و سپس، چند حديث از الكافى نقل مىكند.[١] يا مىگويد:
«روى الصدوق» و پس از آن، يك يا چند حديث از كتاب من لايحضره الفقيه يا ديگر كتابهاى صدوق، نقل مىكند.[٢] بدين سان، از تخريج محقّقان آشكار مىشود كه قريب به اتّفاق احاديث، از كتب اربعه است. از ديگر مصادر او مىتوان كنز الفوائد،[٣] صحيفة الرضا عليه السلام[٤] و نهج البلاغة[٥] را نام برد.
دو حديث نيز در تخريج به صحيح البخارى و صحيح مسلم، ارجاع داده شده است؛ به نظر مىرسد كه شهيد، اين دو حديث را از كتابهاى فقهى علّامه حلّى اخذ كرده است.[٦] المقالة التكليفيّة، به همراه رساله الباقيات الصالحات از شهيد اوّل و شرحهاى آن دو به نامهاى الرسالة اليونسيّة والكلمات النافعات از بياضى نباطى با عنوان أربع رسائل كلاميّة، با تحقيق واحد احياء ميراث اسلامى مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى، توسّط بوستان كتاب قم به سال ١٣٨٠ ش، منتشر شده است. نيز اين رساله در مجموعهاى به نام رسائل الشهيد الأوّل، به همّت همان مركز، تجديد چاپ شده است.
[١]. همان، ص ٥٧( ح ٢ و ٣) و ص ٨١( ح ٣١- ٤٨).
[٢]. همان، ص ٥٧،( ح ٤ و ما بعد. نيز: ص ٧١، ح ٨٠- ١١١).
[٣]. همان، ص ٥٧.
[٤]. همان، ص ٧٦.
[٥]. همان جا.
[٦]. همان، ص ٥٧( ح ١١٢) و ص ٧٦( ح ١١٦) كه به ترتيب، در تحرير الأحكام( ج ٢، ص ١٢٩) و تذكرة الفقهاء،( ج ٩، ص ٤٥١) آمده است.