تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٢٢٦ - شرح حديث حقيقت
نظر اسناد و اعتبار مىپذيرد و ثانياً به متن روايت چندان علاقه مىيابد كه به شرح و تبيين مضمون آن در قالب رساله، اقدام مىكند. با توجّه به اين نكته، گفتنى است كه حديث معروف به «حقيقت»، در آثار شناخته شده علّامه نيامده و از اين رو، دليلى بر عنايت خاصّ علّامه به آن در دست نيست.
٢. همچنان كه شيخ آقا بزرگ نيز تفطّن يافته و تذكّر دادهاند، متن شرح، مشابه ديگر آثار علّامه نيست. در تعبير كلّى بايد گفت كه شرح مورد بحث، رويكرد عرفانى به حديث دارد و در آن، مطالبى يافت مىشود كه با مبانى كلامى علّامه حلّى ناپذيرفتنى است. براى نمونه، در رساله «شرح حديث حقيقت»، در شرح فقره «جذب الأحديّة بصفة التوحيد» نوشته است:
معناه ان من هتك ستره من غلبة السرور و سكر من شراب الوجد الحقيقى، ثمّ نفس من سكره ويجلس على سرير الصحو و يعلم أن ليس فى الوجود إلّااللَّه و ينتفى إلاثنينيّة بالكليّة؛ تمكّن من التوحيد الحقيقى وهو أن لايجرى فى الوجود الّا اللَّه الواحد الحق مع وجود كثرة المكوّنات ....[١] با مقايسه مطالب ياد شده با سخن علّامه در نهج الحق، در اين باره مىتوان به اختلاف مبنايى دو كلام پى برد. در مبحث پنجم كتاب نهج الحق، پس از ضرورى شمردن بطلان اتّحاد خداوند متعال با ماسِوا مىنويسد:
وخالف فى ذلك جماعة من الصوفية من الجمهور، فحكموا بأنّه تعالى يتحد مع أبدان العارفين، حتى أن بعضهم قال إنّه تعالى نفس الوجود، و كلّ موجود هو اللَّه تعالى وهذا عين الكفر والإلحاد.[٢] ٣. نيز در بخشى از «شرح حديث حقيقت»، با اشاره به شطحيات صوفيه در حال وجد، آمده است:
[١]. ر. ك: ميراث حديث شيعه، دفتر سوم، ص ١٩٣.
[٢]. نهج الحق وكشف الصدق، ص ٥٧.