تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ١٤٩ - ١ عوالى اللئالى
طرق هفتگانه وى، به علّامه حلّى ختم مىشود. وى سپس طُرُق علّامه به شيخ طوسى را بيان مىكند و سپس، اسانيد شيخ را به دو طريق، به ائمه عليهم السلام مىرساند و پس از آن، تأكيد مىكند:
فبهذه الطرق و بما اشتملت عليه من الأسانيد المتّصلة المعنعنة الصحيحة الاسناد المشهورة الرجال بالعدل و العلم و صحّة الفتوى و صدق اللهجة أروى جميع ما أرويه و أحكيه من أحاديث الرسول و أئمة الهدى- عليه و عليهم أفضل الصلاة والسلام- المتعلّقة بالفقه والتفسير والحكم والآداب والمواعظ و سائر فنون العلوم الدنيويّة والأخروية.[١] در فصل دوم مقدّمه، هشت روايت در باب فضيلت و ضرورت دستگيرى علمى عالمان دينى از شيعيان و ايتام آل محمّد عليهم السلام، به نقل از فضل بن حسن طبرسى مفسّر نقل كرده است.[٢] در فصل سوم، ده حديث مسند در موضوعات پراكنده نقل كرده است.
فصل چهارم مقدّمه، شامل ١٦٦ حديث نبوى مرسل است كه نويسنده، با تكيه بر طُرُقى كه پيشتر ياد شد، نقل كرده است. اين روايات، در موضوعات پراكنده فقهى و كلامى است. از آنجا كه احتمال دارد برخى روايات اين فصل با يكديگر يا با دليل عقلى تعارض داشته باشند، ابن ابى جمهور، در پايان اين فصل، تأكيد كرده كه خواننده بايد در اين تعارضها تأمّل كند و وجه جمع را بيابد كه جمع ميان دليلين، مقدّم بر فرو گذاشتن يكى از آنهاست.[٣] فصول پنجم، ششم و هفتم نيز شامل احاديث پراكنده در موضوعات مختلف است.
[١]. همان، ج ١، ص ١٣- ١٤.
[٢]. همان، ص ١٦- ١٨. همه اين احاديث از الاحتجاج احمد بن على طبرسى است كه به طبرسى مفسّر، نسبت داده شده است.
[٣]. همان، ص ٧٩- ٨٠.