تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ١٣ - ١ حكومت ايلخانان
سبعمئة (٧٠٩) از نام صحابه با نام اميرالمؤمنين. «حىّ على خيرالعمل» در اذان اظهار كردند. و در تمامت ممالك اولجايتو سلطان، اين معنى منتشر شد ...».[١] ابن كثير، تصريح مىكند كه سلطان محمّد خدابنده، تا آخر عمر بر مذهب تشيّع، پايدار مانْد.[٢] سيّد تاج الدين آوجى، از عالمان آن روز شيعه، در شيعهشدن خدابنده، نقش داشته است؛[٣] امّا در اين ميان، نقش علّامه حلّى در شيعه شدن خان مغول، از سايرين بيشتر است.
علّامه حلّى، سه كتاب به نامهاى نهج الحق وكشف الصدق، منهاج الكرامة و كشف اليقين را به نام سلطان محمّد خدابنده نگاشته و به او تقديم كرده است.[٤] ابن بطوطه، مسبّب شيعه شدن خدابنده را علّامه حلّى دانسته و به دنبال آن، نوشته است:
پادشاه، دستور داد مردم را به تشيّع وا دارند و در اين باب، به عراق عرب و عجم و فارس و آذربايجان و اصفهان و كرمان، نامه نگاشت.[٥] علّامه حلّى، پس از ورود به سلطانيه، پايتخت سلطان محمد خدابنده، به دستور پادشاه، ملازم او گشت و در پى آن، مدرسهاى تأسيس شد كه همواره، همراه اردوى پادشاهى بود.
علّامه حلّى، در اين مدرسه- كه مدرسه سيّاره نام داشت- تدريس كرده است. در اين دوره، بسيارى از آثار علّامه حلّى در شهرهاى مختلف ايران، نگارش و استنساخ
[١]. مجمع التواريخ، ج ٣ ص ٢٣٧( به نقل از: همان، ص ٦٥٤).
[٢]. البداية والنهاية، ج ١٤ ص ٧٩.
[٣]. تاريخ تشيّع در ايران، ج ٢، ص ٦٥٥.
[٤]. ر. ك: مقدّمه علّامه بر هر سه كتاب.
[٥]. رحلة ابن بطوطة، ص ٢٠٥( به نقل از: تاريخ تشيّع در ايران، ص ٦٦٢).