تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٤٣٢ - حاشيه نويسى
علّامه مجلسى، با استفاده از تسلّط شگفتانگيز خود بر لغت و كتابهاى غريب الحديث و نيز موارد استعمال آن واژه در احاديث ديگر، توانسته است تفسير حديث با حديث به دست دهد.[١] از ديگر فعّالان در حوزه غريب الحديث، سيّد نعمة اللَّه جزائرى (م ١١١٢ ق) است. وى اخبار و احاديثى را كه به نظرش غريب مىآمده، در كتاب غرائب الأخبار و نوادر الآثار گردآورى نموده[٢] و آنچه احتياج به توضيح داشته با عناوين «بيان» و «ايضاح» به توضيح آن پرداخته است.
حاشيهنويسى
از ابتداى قرن دهم هجرى، حركتى علمى در جهت شرح، حاشيه و تعليقهنويسى[٣] بر كتب اربعه به وجود آمد و آثار زيادى در اين باره فراهم آمد.
آقا بزرگ تهرانى، در مقايسه حاشيهنويسى قبل و بعد از اين دوره به لحاظ كمّى و كيفى مىنويسد:
كتابت حواشى، قبل از قرن دهم هجرى، منحصر در كشف بعضى پيچيدگىها و شرح عبارات مشكل متن بود. چيزى كه اين دوره را نسبت به دوره بعد آن ممتاز مىساخت، اين بود كه متن را به همراه تعليقه مىآوردند؛ امّا در عهد صفوى و قاجار، هم بر تعداد حواشى افزوده شد، و هم عبارات مشكل و پيچيدهاى در آن راه يافت؛ چرا كه متن را به هنگام تعليقهنويسى نمىآوردند.[٤] نويسنده، آرا و نظريّات خود را در قالب «حاشيه» ارائه مىداد و عبارتهاى «قال
[١]. مجلّه علوم الحديث، ش ١٣، ص ١٠٣.
[٢]. الذريعة، ج ١٦، ص ٢٩؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ١٠، ص ١٨٨.
[٣]. بنا بر گفته صاحب الذريعة، بين تعليقه و حاشيه، تفاوت چندانى وجود ندارد؛ ولى در اصطلاح عامّه، تعليقهاختصاص به علوم عقلى و حاشيه، اختصاص به غير آن دارد( الذريعة، ج ٦، ص ٧).
[٤]. همان جا.