تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٣٨٢ - چهار بحار الأنوار
مقام، مناسبتى داشته است. مجلسى، بر همه مطالبى كه از اين مأخذها نقل و تلفيق كرده بود، شرح، توضيح و تأويل نوشته و از آن دائرةالمعارفى، شامل كلّيه خبرها و حكمهاى فقهى و دستورهاى اخلاقى، اعتقادى و تواريخ، قصص انبيا و ائمه اطهار و مطالب اجتماعى، بحث واجب، مستحب، مكروه، حرام، و بيان مسائل اصولى و كلامى و ... براى شيعه دوازده امامى ترتيب داده است و از اين رو، بايد آن را «فرهنگنامه تشيّع» دانست كه نه قبل از مجلسى و نه بعد از وى، به چنان هيئتى وجود نداشته است.[١] علّامه مجلسى، در استفاده از منابع مختلف در بحار الأنوار، حسّاسيّت خاصّى در استفاده از نسخههاى كهن و معتبر داشته است. وى، پس از ياد از نام منابع خود، در فصلى با عنوان «فى بيان الوثوق على الكتب المذكورة و اختلافها فى ذلك»،[٢] به بررسى مقدار اعتبار منابع، پرداخته و با تكيه بر آن كه نسخه اين قبيل منابع، قديمى و كهن بوده و اجازات علما و محدّثان بر روى آنهاست، به اثبات درستى اعتبار آنها پرداخته است.[٣] در اين جا، اين مسئله مطرح مىشود كه علىرغم همزمانى علّامه مجلسى با شيخ حرّ عاملى، مجلسى چهطور توانسته است به نسخ كهن و قديمى دست يابد؟ گفتنى است كه علّامه مجلسى، به لحاظ اين كه اولًا، از لحاظ مادّى متموّل بوده است و ثانياً به دليل موقعيّتى كه در حكومت صفويه داشته، دستيابى وى به اين نسخ، آسان بوده است و حتّى يك بار، بنا به پيشنهاد وى، شاه سليمان صفوى، يكى از امراى دولت را با هدايايى بسيار، به منظور به دست آوردن كتاب مدينة العلم شيخ صدوق به يمن فرستاد،[٤] هر چند كه چيزى به دست نيامد.
[١]. تاريخ ادبيات ايران، ص ٢٥٩؛ علم الحديث، ص ٩١.
[٢]. بحار الأنوار، ج ١، ص ٢٦.
[٣]. مقالات تاريخى، دفتر چهارم، ص ١٠٨.
[٤]. رساله اعتقادات، ص ١٢.