تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٣٣٦ - طرق حمل حديث
جمعى واجب مىدانند كه راوى در نقل حديث، اجازه داشته باشد.[١] در بيان اقسام «اجازه»، شهيد ثانى (م ٩٦٦ ق)[٢] و شيخ بهايى (م ١٠٣١ ق)،[٣] قائل به هفت قِسماند[٤] و شيخ حسين بن عبد الصمد عاملى (م ٩٨٤ ق)، قائل به هشت قِسم است.[٥] ديگران هم به پيروى از وى، هشت قِسم را اختيار نمودهاند[٦] كه شامل موارد زير است:
١. سماع يا شنيدن حديث از شيخ، كه بهترين نوع تحمّل حديث است؛
٢. قرائت يا خواندن حديث بر شيخ؛
٣. دادن اجازه، كه معمولًا شيخ به شاگردان خويش، اجازه نقل كتاب خاصّى يا همه كتب حديث را كه خود مجاز در نقل آن است، مىدهد؛
٤. مناوله، كه يا با اجازه توأم است يا بدون اجازه. اوّلى مثل اين كه استاد، كتاب خود را به شاگرد داده، به وى، اجازه نقل آن را بدهد يا شاگرد، رواياتى را كه سماع نموده به نظر شيخ برساند و شيخ به وى، اجازه نقل بدهد. دومى آن كه شاگرد به كتاب حديث تصحيح شده استاد، دسترس پيدا كند.
٥. كتابت، كه شيخ براى شخص حاضر يا غايب، به خواست خود يا به خواهش او احاديثى بنگارد و آنگاه به وى اجازه روايت آن را بدهد.
٦. اعلام، كه شيخ بدون اجازه و اذن به كسى، فقط اعلام كند كه فلان حديث، روايت يا سماع من از فلان شخص است كه در نقل اين قِسم، بايد با آوردن «أعلمنا فلان» از وى نقل كرد.
٧. وصيّت، كه شيخ هنگام مسافرت يا زمان وفات خود، وصيّت كند كه فلان
[١]. علم الحديث، ص ١٧٠( به نقل از: لوامع صاحبقرانى).
[٢]. الدارية فى علم مصطلح الحديث، ص ٨٢- ١٠٧.
[٣]. الوجيزة، ص ١٩- ٢١.
[٤]. سماع، قرائت، اجازه، مناوله، كتابت، اعلام و و جاده.
[٥]. وصول الأخيار إلى اصول الأخبار، ص ١٣١- ١٤٣.
[٦]. علم الحديث، ص ١٧٠.