تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٣٢٢ - آثار حديثى شيخ بهايى
بهايى، اين رساله را به عنوان مقدّمه بر الحبل المتين نوشته و آن را در سال ١٠١٠ ق، به پايان رسانده است.[١] ٣. الحبل المتين فى أحكام الدين.[٢] وى در اين كتاب، احاديث صحيح، حَسَن و موثق را با شرح و بيان در آن جمع كرده و تعارض بين آنها را رفع كرده است.
٤. حاشيه بر كتاب من لايحضره الفقيه، با عناوين «قال- أقول» كه كتابت آن، ناقص مانده است.[٣] ٥. حاشيه على خلاصة العلّامه.[٤] حاشيهاى است بر خلاصة الأقوال فى علم الرجال علّامه حلّى (م ٧٢٦ ق).
٦. الفوائد الرّجالية.[٥] رسالهاى مختصر كه مامقانى، آن را در رجال خويش، آورده است.
حضور علماى نامبردار جبل عامل در ايران و تلاشهاى گسترده آنان براى بهبود و ترقّى فقه و حديث شيعه، علاوه بر آن كه منجر به تشويق و ترغيب علماى ايرانى بدانها شد و بلاد عجم، شاهد شكوفايى عالمان بزرگى در عرصه فعّاليتهاى حديثى گرديد، بار ديگر حوزه علميه شيعه را در ايران، احيا نمود.
روزگارى قم و رى، مركز نشر حديث شيعه بودند و در اين دوران، اصفهان، مشهد و در مرحله بعد، شهرهاى قزوين، شيراز، كاشان و قم، صاحب حوزههاى بالندهاى شدند.[٦]
[١]. همان، ج ٦، ص ٢٤١.
[٢]. همان، ص ٢٤٠.
[٣]. همان، ص ٢٢٤.
[٤]. همان، ص ٨٣.
[٥]. همان، ج ١٦، ص ٣٣٩.
[٦]. علّامه مجلسى، ص ٤٥.