تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٢٩٢ - عراق
برخى معتقدند كه بازگشت حيات علمى به نجف در نيمه دوم قرن دهم هجرى اتّفاق افتاد و بعد از آن كه شهر حلّه به مدّت سه قرن مركزيت علمى را بر عهده داشت، نجف به صورت مركز علمى درآمد. برخى ديگر، اين بازگشت را به زمان مقدّس اردبيلى (م ٩٩٣ ق) نسبت مىدهند.[١] علىرغم بازگشايى مدارس شيعى در عراق، اهمّيت اين شهرها، علىرغم توصيفشان به مراكز علمى شيعى، تا نيمه قرن دوازدهم هجرى (هجدهم ميلادى) نمايان نشد.[٢] دليل آن را مىتوان در انتقال مركزيّت تشيّع به مدّت دو قرن و نيم به ايران دانست،[٣] كه اصفهان به صورت مركز انديشههاى تشيّع درآمد.
مظاهر علمى نجف در اين دوره را به سه دسته مىتوان تقسيم كرد:
١. استمرار رشد علمى در حوزههاى فقهى و اصولى؛
٢. بروز نشاط فكرى عميق در قرآن و حديث در حوزه حديث. شيخ فخرالدين طريحى، كتاب مجمع البحرين را نگاشت و در علم رجال، شيخ حسن بن عبّاس بن شيخ محمّد على بلاغى (م ١١ ق)، كتاب تنقيح المقال فى علم الرجال را نوشت؛
٣. حركت اخبارى.[٤] با اشغال اصفهان توسط افغانها در سال ١١٣٥ ق، و سقوط حكومت صفويه، علماى بسيارى ايران را به سوى عتبات مقدّس ترك نمودند؛ ولى ظهور حركت اخبارى توسط محمّد امين استرآبادى (م ١٠٣٣ يا ١٠٣٦ ق)، باعث از رونق افتادن حوزه علميّه نجف گرديد. تا اواخر قرن يازدهم هجرى، علىرغم كشمكشهاى
[١]. موسوعة العتبات المقدّسة، ج ٧، ص ٥٧.
[٢]. شيعة العراق، ص ٤٣٦.
[٣]. همان جا؛ صفويه در عرصه دين، فرهنگ و سياست، ج ٢، ص ٨١٤.
[٤]. موسوعة العتبات المقدّسة، ص ٦٠- ٦٥.