تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٢٤٨ - خلاصه و نتيجه بحث
همچنين، در بحرين و برخى نقاط پراكنده ايران نيز حوزهها و محافل آموزشى و حديثى وجود داشته است. عالمان اين دوره كه به حديث پرداختهاند، متنوّعاند.
درست است كه از برخى مانند ديلمى و حسن بن سليمان حلّى، جز آثار حديثى برجاى نمانده است، امّا غالب علماى اين دوره از متخصّصان فقه يا كلام و يا هر دو حوزهاند كه فعّاليتهاى حديثى نيز داشتهاند. كسانى مانند: علّامه حلّى، فخر الدين محمد حلّى، فاضل مقداد، ابن فهد حلّى، شهيد اوّل و بياضى عاملى، فقيهان و متكلّمان برجستهاى هستند كه به حديث نيز پرداختهاند.
در اين دوره، همچنين شاهد ظهور برخى شخصيّتهاى علمى هستيم كه ديدگاهها و آثار ايشان توسّط رجالپژوهان و كتابشناسان دورههاى بعد، به ديده تأمّل نگريسته شده است، كسانى مانند: رجب برْسى، سيّد حيدر آمُلى، واعظ كاشفى و ابن ابى جمهور احسايى در اين گروه جاى دارند.
يكى از ويژگىهاى دوره تاريخى مورد بحث، تنوّع زمينهها و تكثّر گونههاى نگارشهاى حديثى است. در اينجا گزارشى موجز از اين فعّاليتها ارائه مىشود. از زمينههاى نگارش متون حديثى، كتابهاى ادعيه و زيارات، مانند المزار شهيد اوّل، عُدّة الداعى ابن فهد و البلد الأمين و المصباح كفعمى درخور ذكرند. در زمينه متون اخلاقى، إرشاد القلوب و أعلام الدين ديلمى، التحصين ابن فهد، محاسبة النفس كفعمى و آثار حديثى شيعى سبزوارى و واعظ كاشفى قابل توجّه است.
رويكرد ديگر به حديث، رويكرد كلامى است. در اين دوره، برخى از متون مهم كلامى- حديثى توسّط متكلّمان حديثپژوه اين دوره به سامان رسيده كه در رأس آنها نهج الحق و منهاج الكرامةى علّامه حلّى قرار دارد. اثر استوار علّامه چندان اهمّيت يافت كه حوزه اهل سنّت را به چالش كشيد و ابن تيميه، كتاب منهاج السنّة النبويّة را در نقد آن نگاشت. البته ديدگاههاى ابن تيميه نيز توسّط عالمان شيعه و برخى عالمان اهل سنّت پس از او نقد شد. از ديگر متون حديثى با رويكرد كلامى در اين دوره مىتوان الصراط المستقيم بياضى عاملى، إلزام النواصب بإمامة على بن أبى طالب و الكشكول