تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٢١٠ - ٢ خلاصة الأقوال فى معرفة أحوال الرجال
از كتاب عظيم خود در رجال، نگاشته است. كتاب، داراى نسخههاى خطّى متعدّدى است كه برخى از آنها در زمان نويسنده نگارش يافته است. از آن جمله، نسخهاى است كه شاگرد علّامه، سراج الدين حسن بن بهاء الدين محمد بن ابى المجد سرابشنوى كتابت كرده و آن را بر استاد، قرائت كرده است. علّامه نيز انهاء و اجازهاى به تاريخ ٧١٥ ق، در پايان قسم اوّل و پايان كتاب براى نگارنده نسخه نوشته است. اين نسخه در كتابخانه سيّد حسن صدر در كاظمين، موجود است.[١] اقدامات متعدّدى درباره خلاصة الأقوال توسّط عالمان پس از علّامه صورت گرفته كه نشانگر توجّه و اهتمام ايشان به اين كتاب و رواج و تداول آن در محافل علمى است. اين اقدامات، در قالب تلخيص، مرتّب كردن (احتمالًا ترتيب الفبايى بر اساس حروف دوم و سوم نامها)، استدراك، به نظم كشيدن و ترجمه آن به چشم مىخورد.
حواشى متعدّدى نيز توسّط عالمان پس از علّامه حلّى بر كتاب خلاصة الأقوال زده شده است. اين حواشى كه جملگى در الذريعة معرّفى شده، عبارتاند از:
١. حاشيه بهاءالدين على بن غياث الدين عبد الكريم بن عبد الحميد نيلى نجفى، صاحب رجال النيلى؛
٢. حاشيه شهيد ثانى؛
٣. حاشيه سيّد ماجد بن هاشم بحرانى؛
٤. حاشيه شيخ سليمان بن عبد اللَّه ماحوزى؛
٥. حاشيه ابو جعفر محمّد بن حسن بن زين الدين شهيد، معروف به شيخ محمّد سبط؛
٦. حاشيه شيخ بهاء الدين محمّد بن حسين عاملى؛
[١]. الذريعة، ج ٧، ص ٢١٤( ش ١٠٤٠).