تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٢٠٧ - ديدگاه ها درباره«الرجال» ابن داوود
فى هذا الفن و انّما اعتمادنا الآن فى ذلك عليه.[١] كتاب ابن داوود در علم رجال، ما را از تمام آنچه در اين فن نگاشته شده، بىنياز مىكند و تكيه ما اكنون در علم رجال، به اين كتاب است.
شهيد ثانى، در اجازه خود به شيخ عبد الصمد، كتاب را به بىسابقه بودن شيوه نگارش آن، ستوده است.[٢] برخى ديگر از رجالپژوهان، به رغم نكات مثبتى كه الرجال ابن داوود از آن برخوردار است، بر آن طعن زدهاند. از جمله، ملّا عبد اللَّه شوشترى، در شرح خود بر التهذيب، كتاب ابن داوود را به سبب خطاهاى بسيار در نقل از پيشينيان و در تمييز رجال، شايسته اعتماد ندانسته است.[٣] نيز مير مصطفى تفرشى (شاگرد شوشترى)، پس از ستايش از ابن داوود، درباره كتابش گفته:
له فى علم الرجال كتاب معروف حسن الترتيب، إلّاأنّ فيه أغلاطاً كثيرة غفر اللَّه له.[٤] شيخ حرّ عاملى بر آن است كه منظور از اغلاط فراوان در تعبير تفرشى، اشكالها و تعريضهاى ابن داوود به علّامه حلّى و مانند آن است؛[٥] امّا رجاليان ديگر برآناند كه منظور از اغلاط، خطاهايى است كه در نقل اقوال، رُخ داده و مثلًا مىگويد:
«جش»، در حالى كه مطلب مورد نظر در «كش» آمده و بر عكس، يا مطلبى را به «جخ» نسبت مىدهد و در آن، يافت نمىشود، يا از سخنان پيشينيان مدح يا وثاقت استنباط مىكند، در حالى كه بيانگر چنين امرى نيستند.[٦] نويسنده منتهى المقال، پس از بيان مطلب ياد شده، در توجيه آن مىنويسد:
[١]. وصول الأخيار الى أصول الأخبار، ص ١١٧.
[٢]. بحار الأنوار، ج ١٠٨، ص ١٥٣.
[٣]. خاتمة المستدرك، ج ٢، ص ٣٢٥.
[٤]. نقد الرجال، ج ٢، ص ٤٣. نيز، ر. ك: جامع الروات، ج ١، ص ٢١٠؛ سماء المقال، ج ١، ص ٢٨٠.
[٥]. أمل الآمل، ج ٢، ص ٧٣.
[٦]. منتهى المقال، ج ٢، ص ٤١٨. نيز ر. ك: رياض العلماء، ج ١، ص ٢٥٧.