تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٢٠٥ - ١«الرجال» ابن داوود
فرد برايش مشتبه است، رمزگذارى نمىكند. صاحب قاموس الرجال، نمونه آورده كه احكم بن بشار- كه نامش در رجال الكشى آمده- براى ابن داوود، ميان حكم و احكم، مشتبه بوده و لذا هر دو را آورده، بدون آن كه رمز رجال الكشّى را قيد كند.[١] البته يكى از نمونههايى كه نويسنده قاموس آورده، قابل مناقشه است. ايشان گفته از آنجا كه عبد اللَّه برقى براى ابن داوود، ميان برقى و رقّى مشتبه بوده، هر دو نام را بدون ذكر رمز رجال الكشى آورده،[٢] در حالى كه ابن داوود، در قسم دوم كتاب، ذيل «عبد اللَّه برقى» رمز رجال الكشّى را قيد كرده است.[٣] البته ذيل «عبد اللَّه رقّى»، رمزى نياورده است.
٣. با توجّه به اين كه ابن داوود در جزء اوّل، ممدوحان و مهملان را آورده، دانسته مىشود كه او به حديثى كه راويان آن مهمل بوده و مدح و قدحى درباره آنها نقل نشده، به سان حديثى كه راويان آن ممدوحاند، عمل مىكند.[٤] البته او آن گونه كه ممدوحان را استقصا مىكند، مهملان را استقصا نمىكند.[٥] گفتيم كه ابن داوود، كتاب خود را در دو جزء نگاشته است. در پايان جزء اوّل، چند فصل ديگر، بدين ترتيب به آن افزوده است:
يادكرد جماعتى كه نجاشى درباره آنها گفته: «ثقة ثقة»؛ ذكر اصحاب اجماع؛ يادكرد افرادى كه نجاشى آنها را با وجود پريشانى و نادرستى مذهب، ثقه دانسته؛ يادكرد گروهى كه نجاشى درباره آنان، يكى از تعابير: ليس بذاك، لا بأس به، و قريب الأمر را به كار برده است؛ يادكرد گروهى كه رواياتشان شمارش شده است؛ يادكرد نام
[١]. قاموس الرجال، ج ١، ص ٣٧.
[٢]. همانجا.
[٣]. الرجال، ابن داوود، چاپ دانشگاه تهران، ص ٤٦٧( ش ٢٥٨)؛ تحقيق: سيّد صادق آل بحرالعلوم، ص ٢٥٣( ش ٢٦٧). ممكن است در نسخه مورد استناد ايشان، بدون رمز بوده باشد.
[٤]. قاموس الرجال، ج ١، ص ٣٨. محقّق شوشترى، اين مبنا را صحيح و نزد قدماى اصحاب، معمول دانسته است.
[٥]. همان، ص ٣٨.