تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ١٥٨ - ٢ الدلائل البرهانية فى تصحيح الحضرة الغروية
منسوب به علّامه حلّى، از اين رساله ياد كرده و گفتار وى را نقل كرده است.[١] محقّق تهرانى، پس از نقل سخن صاحب رياض، در دفاع از انتساب كتاب به علّامه حلّى مىگويد:
وى، كتاب را رؤيت نكرده است. اگر اسانيد مذكور در آن را مىديد، در صحّت انتساب كتاب به وى، ترديد نمىكرد.[٢] از سوى ديگر، عالم بزرگوار سيّد احمد بن شرف حسينى قمى، نسخه الدلائل البرهانيّة را به خطّ خود در قم و به سال ٩٧٨ ق، از نسخهاى كه بر ظَهر آن دستْخطّ علّامه حلّى بوده است، نگارش كرده است. محقّق تهرانى، اين نسخه را در تهران رؤيت كرده كه كاتب بر ظَهر آن نوشته كه كتاب، نگاشته علّامه حلّى است. وى، سپس به معرّفى نسخههاى خطّى ديگر كتاب، پرداخته است.[٣] ظاهراً منظور وى از اسانيد كتاب الدلائل البرهانيّة، نقلهاى موجود در آن است كه با يكى از اين تعابير شروع مىشود: «أخبرنى والدى عن الفقيه محمّد بن نما...»[٤]، «أخبرنى الفقيه نجم الدين أبوالقاسم جعفر بن سعيد...»[٥] و «أخبرنى الوزير رئيس المحقّقين نصيرالدين محمّد عن أبيه...».[٦] نويسنده الذريعة، همگى اين افراد را از مشايخ علّامه حلّى دانسته است.
به نظر مىرسد كه استدلال محقّق تهرانى، ناتمام است؛ زيرا اين افراد، از مشايخ عبدالكريم بن طاووس نيز هستند و اسانيد ياد شده در فرحة الغَريّ آمده و عيناً در الدلائل البرهانيّة نيز تكرار شده.[٧] و نويسنده الذريعة پنداشته كه علّامه حلّى از مشايخِ
[١]. أعيان الشيعة، ج ٥، ص ٤٠٧.
[٢]. الذريعة، ج ٨، ص ٢٤٨( ش ١٠٢٢).
[٣]. همان جا.
[٤]. فرحة الغرى، ص ٧٧.
[٥]. همان، ص ٧٩.
[٦]. همان، ص ٦٧، ٨٧ و ٩٣.
[٧]. اسانيد مذكور در الدلائل البرهانيّه، به ترتيب در ص ٨٤٩، ٨٥٠ و ٨٤٧ آمده است.