بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩
٢ مردم و حكومت اسلامى در قرآن كريم آيةاللَّه جوادىآملى بسم اللَّه الرَّحمن الرَّحيم موضوع بحث، جايگاه جمهوريت و رأى مردم در حكومت اسلامى است. بايد ببينيم كه قرآن كريم، حقوق و آزادى انسان و حرمت و ارج مكتب اسلام را چگونه بيان فرموده است. نقش «جمهور» و «اسلام» در نظام اسلامى چيست و چه پيوندى ميان مردم و مكتب وجود دارد؟ آيا حاكميت مردم و حاكميت دين، با يكديگر هماهنگ و قابل جمع هستند يا منافى يكديگرند؟ در نظام جمهورى اسلامى، آيا دو حاكم مستقل حكومت مىكنند؛ يكى دين و ديگرى مردم؛ يا اينكه يكى از اين دو، تابع و محكوم ديگرى است؟
آيا «جمهوريت» و «اسلاميت» شريك يكديگر در حكومت هستند و نظام اسلامى، به صورت شورايى مركّب از جمهوريت و اسلاميت اداره مىشود؛ يعنى رأى مشترك مردم و اسلام معتبر است؟
در جامعه دينى، سه صورت و سه شيوه حكومتى فرض مىشود:
١- حكومت از آنِ مردم است و مكتب، در قلمرو نفوذ رأى مردم مىباشد.
٢- حكومت از آن مكتب است و مردم، در زير مجموعه حكومت مكتبى بسر مىبرند.
٣- شركت سهامى است؛ يعنى هم جمهوريت حاكم است و هم اسلاميّت.
براى پاسخ دادن به پرسشهاى فوق و تعيين نوع حكومت در نظام جمهورى اسلامى، نخست به بيان حقوق و آزادى مردم در قرآن كريم مىپردازيم و در بخش ديگر، از حرمت و عظمت دين و جايگاه رأى مردم در آن سخن خواهيم گفت.
بخش نخست: حقوق و آزادى مردم در قرآن كريم