بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٠
مىباشد و ساواك علىرغم خواست شريعتى، اقدام به چاپ آنها كرده است. البته اسنادى كه در جلد سوم نهضت امام خمينى آمده است و عين متنها و دستخطها و اسناد ساواك، كه در اين كتاب به چاپ رسيده است، نشان مىدهد كه مرحوم شريعتى بعد از آزاد شدن از زندان دو جلد كتاب نوشت. يكى كتاب: «اسلام، ماركسيزم و مكتبهاى مغرب زمين» كه بهعنوان پاورقى در چند شماره از روزنامه كيهان به چاپ رسيد و ديگرى كتاب: «بازگشت به خويشتن». كتاب اول، در ردّ نظريه تلفيق ميان اسلام و ماركسيزم و در حقيقت، ردّ گرايشى است كه بهعنوان مجاهدين خلق در كشور مطرح شده بود و نيز ردّ علنى و آشكار ماركسيزم محسوب مىشد. كتاب دوم نيز دفاع از ملّيت ايرانى و ناسيوناليزم ايرانشهرى و بازگشت به اصالتهاى ايرانى بود. اين روند، به شكلى بود كه حتى ساواك نيز دچار وحشت شد. زيرا اين جريان، زمينه را براى بىدين كردن و بىاعتماد كردن جوانان نسبت به پايههاى اصلى روحانيت فراهم مىكرد و بهطور ناخواسته از انديشههاى ماركسيستى تبليغ مىكرد و جوانان را به سوى گروههاى التقاطى مجاهدين خلق گرايش مىداد. در حقيقت، مجاهدين خلق، از درون شاگردان و دانشجويان و كسانى كه پاى سخنرانى شريعتى مىرفتند، بيشترين سربازگيرى را كردند كه در ادامه نيز، راهى به سمت ماركسيزم ناب و خالص است.
از اين رو، رژيم شاه از اين فعاليتها جلوگيرى كرد و شريعتى را وادار نمود كه در ردّ اين ديدگاهها، كتاب بنويسد.
٢- با توجه به هجومهاى فرهنگى در جامعه كنونى، كه به صورت عملى ظاهر گرديده است و هر روز با گردهمايىهاى بىرويه آنان روبرو هستيم، تكليف پرسنل شاغل در يگانهاى رزمى چيست؟ آيا بايستى از دور نظارهگر مباحث آنان باشيم؟ آيا بايد فقط بينش سياسى خود را تقويت كنيم؟ البته مىدانيد كه طاقت افراد به خاطر شنيدن اين طرز تفكرها اندازهاى دارد. به هر حال، چه فكرى در حفظ شور و حال پرسنل براى مقابله با اين حمله فرهنگى شده است؟
پاسخ- مهمترين بحث ما اين است كه در واقع، همه از وقوع چنين حملهاى آگاه شوند. متأسفانه مشكل امروز ما، چه در سپاه كه بايستى شامّه آن از ساير نقاط جامعه، نسبت به اين مسائل حساستر باشد و چه در بسيج كه تحت تأثير سپاه است و چه در جامعه انقلابى و حزباللهى و چه در عموم كشور، در اين استكه توجه به صحنه جديد رزم نداريم! در اصل، بسيارى از ما باورمان نمىشود كه هماكنون جنگ و درگيرى و تعارض در جريان است. مشكل امروز ما اين است كه: اگر ما به اين خودآگاهى و باور برسيم كه به يقين، جنگى تمام عيار در جريان است، راه ورود به آن ميدان را نيز پيدا مىكنيم.
به نظر من، هفتاد، هشتاد درصد كار، در همين مرحله نهفته است كه ما با همه وجود، اين جنگ تمام عيار را باور كنيم. اگر اين باور حاصل شد، راه آن نيز شناخته مىشود.
نبايستى نگران آن بخش باشيم.
آن روز كه شما پا به صحنه جنگ و دفاع مقدس گذاشتيد، راه آن را نيز شناسايى كرديد. البته مقدارى تأخير داشتيم و خسارت آن را نيز تحمل كرديم ولى ابتكار عمل را در دست داشتيم. مشكل ما اين است كه متأسفانه هنوز ما به اين باور نرسيدهايم! والسلام