بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٧
پرداخت كه تفكر هگلى چگونه تقابض را در تمدنها مىداند و به نظر او، غلبه با تفكر غربى است.
١٤- كتاب مستندى كه در آن، مطالب اين موضوعات باشد، معرفى نماييد.
پاسخ- من كتاب مشخصى كه اين مباحث در آن باشد، نمىشناسم ولى كتابهاى متعددى وجود دارد كه اين زمينهها در آن وجود دارد. مثل: «آسيا در برابر غرب»، «بتهاى ذهنى و خاطره ازلى» از آثار داريوش شايگان «١»، «مبانى تمدن غرب»، اثر شهيد سيد مرتضى آوينى، «علم و تمدن در اسلام»، اثر دكتر سيد حسين نصر، «بحران دنياى متجدد» و «سيطره كميت و علائم آخرالزمان» از آثار «رنه گنون» متفكر فرانسوى الجزايرىالاصل كه به شرف اسلام مشرّف شد و در اسلام از دنيا رفت.
١٥- محدود كردن آزادى به اذن شريعت، امرى است كه كسى دست كم با ظاهر آن مخالفت ندارد. بلكه بحث و اختلافات بر سر مذهب و شريعت است كه اين طيف مىگويند اين مظهر قانون است. چرا كه قانون در همين نظام اسلامى تدوين شده است. از اين رو، قانون مدارى را تبلور شريعت اسلامى مىدانند.
پاسخ- همين مطلب قابل بحث است و بايد بررسى كرد كه اين قانون، چگونه بايد با شريعت اسلامى هماهنگ شود و چگونه مىتوانيم اين قانون را در كنار شريعت اسلامى به كار ببريم. سخن از قانون، بسيار حرف خوبى است اما اجازه يا محدوديت آزادى، بايد حكم آن در دين روشن شود و نبايد به سليقه افراد باشد.
١٦- آيا شطحيات ابن سينا، از تأليفات خصوصى ايشان، كافى نيست كه كتاب الاشارات والتنبيهات، كه مشتمل بر سى و هشت جزء، اعم از فلسفه و ... است، نوشته شود؟
پاسخ- خير! كفايت نمىكند. ما بايد با اين فكر مأنوس شويم. با فكر ابنسينا و فارابى و ... هر چه بيشتر آشنا شويم. ما در عصرى زندگى مىكنيم كه غلبه با فكر غربى است. ما بايد سعى كنيم از سنت فكرى خود براى حل مسائل زندگى امروزى استفاده كنيم.
١٧- ما مىدانيم ابن سينا و فارابى ابهامات تأليفات ارسطو و افلاطون را برطرف كرده و آنها را براى همگان واضح نمودهاند. چرا با تأليفات دانشمندان و روشنفكران اسلامى مقابله علمى نمىكنند يا براى استيلاى غرب، احياء علوم نمىكنند؟