بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨١
روشنفكران غرب زده، جامعه را به گونهاى متحول و فضاى آن را آلوده ساختند كه بزرگترين روحانى تهران شيخ فضل الله نورى را كه مورد اعتماد همه مردم بود و تمام سندهاى مالكيت زمينها و عقد نكاح مردم به دست او امضا مىشد، در ميدان توپخانه تهران به بالاى دار بردند و همان مردم در پاى چوبه دار ايشان كف زدند! نيرنگ روشنفكران مشروطه نيرنگ و نقشى كه روشنفكران بازى مىكنند، بسيار زيركانه است. زيرا وقتى مرحوم شيخ فضل الله نورى در حضور مردم قرآن را از جيبش بيرون آورد و به آن قسم ياد كرد كه: «خود جزو مؤسّسين مجلس است و مخالف استبداد و طرفدار آزادى در جامعه است»، براى فريب دادن افكار عمومى، روز بعد در روزنامهها نوشتند: آنچه شيخ از جيبش بيرون آورد و به آن قسم ياد كرد، چيزى جز قوطى سيگارش نبود! مهجوريت حوزه و روحانيت پس از مشروطه با به دار كشيدن رهبر مشروطه، جريان روشنفكرى عملًا پيروز شد و روحانيت تا حدودى از صحنه عقبنشينى كرد. پس از اين، جريان روحانيت در دو واقعه مهم به شدت مورد حمله واقع شد و تا حدودى از صحنه خارج گرديد. الف- در صحنه قم كه عزادارى امام حسين عليه السلام و پوشيدن لباس روحانيت ممنوع گرديد. ب- در جريان خفه كردن مرحوم مدرس توسط مزدوران رضا خان.
در زمان رضا خان، عدهاى از روشنفكرانِ شيفته مظاهر غرب كه روحانيت را مانع اصلى رواج فساد مىدانستند، با حمايت استكبار و استعمار پير، به رضا خان القاء كردند كه روحانيت مهمترين مانع ترقى و پيشرفت جامعه است و تنها راه توسعه و سعادت كشور، ريشهكنى روحانيت مىباشد! از اين رو، رضا خان نيز تا توان داشت، به مبارزه عليه روحانيت برخاست و چنان جوّ خفقانى عليه اين طيف مذهبى به راه انداخت كه تعداد طلبهها در حوزه علميه قم بسيار اندك شد. حتى جهت بيرون كردن مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى از صحنه حوزه و دين، زنى را با بىحجابى كامل، هر روز در مسير راه او به مسجد قرار مىدادند تا او اذيت شده و خانهنشين شود. مدتى نيز چنين