بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤٠
استحاله با نفوذ چنين افرادى به بخشهاى اجرايى و غير تحريرى است. امّا در حقيقت، در پى تسخير عرصه مطبوعات هستند. چنان كه در روزنامه دولتى ايران، آقاى رُهبايى كه در روزنامه رستاخيز فعاليت داشته است، انجام بخش عمده تبليغات و جذب آگهىهاى اين روزنامه را بهعهده مىگيرد. ضمن اينكه او پس از انقلاب نيز صاحب امتياز، مدير مسؤول و سردبير روزنامه «بامداد» بود. يا خانم پروين اردلان كه دستگير شد مدّتى بهعنوان رابط فرح كوهى در روزنامه دولتى ايران بوده است.
متأسفانه اين افشاگرىها از سوى مراكز اطلاعرسانى ما درست انجام نپذيرفت و مسؤولان را در بىخبرى قرار داد. يا آقاى عميد نائينى عضو شوراى سردبيرى روزنامه صهيونيستى «آيندگان» كه امام قدس سره فرمود: من ديگر اين روزنامه را مطالعه نمىكنم و بهدنبال آن روزنامه مذكور تعطيل شد، با خانم هاشمى در عرصه تجارت و تبليغ ارتباط پيدا مىكند. همچنين وى در راهاندازى مجله «زمان» و نشريه «پيام امروز» با كمك آقاى بهنود نقش به عهده مىگيرد. و همزمان اين دو نشريه با مؤسّسه ايران نيز رابطه برقرار مىكند.
سند چهارم: روزنامه كيهان لندن در مقالهاى تحت عنوان «دلاوران سنگر مطبوعات» پس از اشاره به دورهاى كه روزنامه جامعه منتشر شده و پس از مدّتى، بعضى دستاندركاران آن به خاطر تخلّفات مطبوعاتى دستگير شده و آقاى سازگار هم در خارج از كشور است، مىنويسد: «بىتعارف بگويم، بنده حظ مىكنم از فراست و شهامت اين بچّههاى مطبوعاتى مقيم ايران! اكثرشان را فقط به اسم، آن هم دور از شش- هفت هزار كيلومتر مىشناسم. چه خوب مىنويسند، چه خوب مىانديشند، چه خوب مىدانند چه مىكنند، چه خوب تشخيص مىدهند از كدام راه و به سوى كدام هدف بايد رفت. برخلاف تجربه تلخ دوران انقلاب، حظ مىكنم. وقتى يك روزنامهنويس براى بازگشتن به وطن و پيوستن به همكاران اسير و زندانى خويش درنگ نمىكند، او در سفر بهسر مىبرد كه خبر مىرسد روزنامهاش و همكارانش را بازداشت كردهاند. تنها اوست كه فعلًا از دسترس جلّادان رژيم بهدور مانده. دوستان مشفق تشويقش مىكنند كه برنگرد و در خارج بمان و مبارزه كن. امّا او با آنكه زير فشار اين وقايع اعصابش در هم ريخته و دچار عارضه قلبى شده، تصميم مىگيرد خطر كند و برگردد و در سرنوشت ياران و همكارانش شريك باشد. فقط اسمى از او شنيدهام. حظ مىكنم از آن دسته بچههاى مطبوعاتى كه سفت و سخت در برابر