بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٧
نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ نبوده و از قانون اساسى بهصورت واحد جامع طرفدارى مىكنيم.» اين مطلب، يعنى تأكيد به همه اصول قانون اساسى، از جمله اصل ٣٥ كه تصريح مىكند كه: «سلطنت وديعهاى است به موهبت الهى از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده است و سلطنت مشروطه ايران از طرف ملت به وسيله مجلس مؤسسان، به شخص اعليحضرت شاهنشاه رضا شاه پهلوى تفويض شده و در اعقاب ذكور ايشان نسلًا بعد نسل برقرار خواهد بود.» ج- نهضت آزادى، در آخرين روزهاى سلطنت شاه و روى كارآمدن دولتهاى فرمايشى، به طور رسمى از برگزارى انتخابات حمايت مىكرد و در آنها شركت مىجست. در دولت شريفامامى، نهضت آزادى اعلام آمادگى كرد كه در انتخابات شركت مىكند و اين اولين انتخابات بصيرت پرچمداران ١٣١ پيدايش جريان التقاط چپ ص : ١٣٠ آزاد در اين مقطع اخير در دولت شريفامامى بود.
دولت شاهپور بختيار كه به دست آمريكا به عنوان يك ترفند، براى كنترل نهضت و حفظ نظام سلطنت به نخستوزيرى رسيد، نهضت آزادى با او تماس برقرار كرد و او را در سامان دادن دولت و تعيين عناصر كابينه كمك كرد. پس در حقيقت حمايت از وى نيز، هدفى جز حمايت از سلطنت تعقيب نمىكرد.
از اين نوع دلايل، موارد متعددى است كه حكايت از وفادارى سران نهضت آزادى به قانون اساسى مشروطه و نظام سلطنتى دارد.
درباره مبانى فكرى نهضت آزادى، بايستى بيشتر از ديدگاههاى بازرگان استفاده كرد.
زيرا آثار مدون ايدئولوژيك از نهضت آزادى كمتر وجود دارد. در حقيقت، نوشتهها و كتابهاى بازرگان، جزوات آموزشى نهضت آزادى بود. روح حاكم بر كتابهاى بازرگان، اثبات دين از راه علوم تجربى است. «١» در غرب، به ويژه پس از رنسانس، نهضتى ايجاد شد كه تنها راه دستيابى به حقيقت را شناختِ حسى و تجربى معرفى كرد.
آنان شناخت عقلى و ساير روشهاى شناختى را قبول ندارند و مىگويند: هر چه با حس و تجربه ثابت شود، حقيقت دارد. مهندس بازرگان و همه تحصيل كردههاى در غرب، تحت تأثير چنين تفكرى هستند. بازرگان، براى «كارآمدتر» كردن اسلام چنين فكر مىكرد كه اسلام مىتواند حرف نو داشته باشد و راه نجات اين نيست كه اسلام را كنار بگذاريم بلكه اسلام نيز از طريق علم قابل اثبات است.
چنين تفكرى بر بيشتر آثار و نوشتههاى بازرگان حاكم است. رشته تحصيلى بازرگان «ترموديناميك» بود و از همين رشته براى اثبات حقانيت اسلام وام گرفت.
كتاب «مطهرات در اسلام» از بازرگان را در دوران دبيرستان خواندهام و از همان ايام، مباحث آن را در ذهن دارم. به ويژه بحث آب كُر كه چرا اسلام، حجم معينى از آب را مطهِر مىداند. آب كر را با همان روشهاى حسى و تجربى تحليل مىكند كه اگر اين حجم از آب در كنار هم انباشته شود، امكان رشد ميكرب در آن كمتر از حجم پايينتر است و با ارائه دلايلى از لحاظ علمى آن را اثبات مىكند. و نيز درباره تيمم بر روى خاك را به اين دليل مىداند كه خاك خاصيت ميكربزدايى دارد و ميكرب در خاك رشد نمىكند. از اين رو، اسلام دعوت كرده است كه روى خاك تيمم گرفته شود. البته ما اين مطالب را نفى نمىكنيم. ما معتقديم چون شارع احكام اسلامى خداوند است، تجربه نيز در عمل آن را اثبات خواهد كرد.
شهيد مطهرى در نقد اين طرز تفكر، با اشاره به بازرگان مىفرمايد:
اين كافى نيست. علم تجربى مدام در حال رشد و تكامل است. اگر ما بياييم اسلام را براساس يك سطحى از به اصطلاح دانش بشرى تعريف كنيم، اگر به سطح بالاترى رسيد، همه مطالب زير سؤال مىرود. آن موقع اصالت اسلام مخدوش مىشود و تنها راه اثبات ارزشهاى دينى، علم حسى و علم به مفهوم تجربى آن نيست. البته ما اين راه را نفى نمىكنيم ولى اگر گفته شود كه اسلام به خاطر خاصيت ميكربزدايى خاك، تيمم را تشريع كرده است، اين ديدگاه اشتباه است. زيرا ممكن است فردا خاصيت منفى ديگرى در خاك كشف شود. آنگاه همه اين تحليلها زير سؤال مىرود. «٢» اين روش كه ما براى اثبات اصالت اسلام، از علم تجربى و حسى محض وام بگيريم، در آثار بازرگان، مثل: مطهرات در اسلام، عشق و پرستش يا ترموديناميك اسلام مشاهده مىشود. يكى از نكاتى كه در افكار بازرگان و در نهضت آزادى ملاحظه مىشود، ملىگرايى و دفاع از ناسيوناليسم است.
البته اين نكته اختصاص به دوران جبهه ملى و دوران قبل از انقلاب نداشت بلكه پس از انقلاب اسلامى نيز روى آن تكيه مىكرد. اينك به برخى مطالب كه پس از پيروزى