بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥١
شكست خورد و مجبور به عقب نشينى گرديد، ولى با سازماندهى مجدّد، حمله كرد و همه جا را به آتش كشيد و هيچ جاى سالمى از شهر باقى نگذاشت. بدين ترتيب امپراتورى روم غربى، به دلايل: توسعه دين مسيح، حمله بربرها، اقدام آتيلا و حمله هُونْها در سال ٤٧٦ سقوط كرد و حاكميت اين امپراطورى از صحنه روزگار محو گرديد.
مردم اين كشور نيز به كوهها پناه بردند و مطابق نوشتههاى تاريخى اينان به زندگى اوليه خود برگشتند و بسان سالهاى عصر حجر بدون لباس بودند و خود را معمولًا با برگ مىپوشانيدند و با چوب و سنگ شكار مىكردند و آثارى از شهرها باقى نماند و همه مراكز صنعتى و كشاورزى آنان نابود شد.
٢- قرون وسطى:
پس از سقوط امپراطور روم در سال ٤٧٦، دوران جديدى در غرب و اروپا شكل گرفت كه آن را «قرون وسطى» نامگذارى كردهاند. قرون وسطى از قرن پنجم آغاز و تا قرن ١٥ ادامه پيدا كرد البته درباره زمان سقوط آن و در حقيقت، پايان قرون وسطى اختلاف نظر است، گروهى زمان پايان قرون وسطى را زمان سقوط قسطنطنيه در سال ١٤٥٣ ميلادى دانستند كه به دست مسلمانان ترك عثمانى اتفاق افتاد. عدهاى نيز معتقدند كه پايان قرون وسطى زمان كشف قارّه آمريكا است. امّا درباره سال كشف قارّه آمريكا، مورّخين اختلاف نظر دارند و حدود ١٤٩٢ ميلادى را سال كشف اين قارّه دانستهاند پس قرون وسطى حدود هزار سالبه طول انجاميد. تاريخ قبل از اين قرون را، تاريخ قبل از قرون وسطى و تاريخ بعد از آن را «عصر جديد» مىدانند.
قرون وسطى داراى دو بخش است:
الف- عصر تاريكى؛ بخش اوّل آن بعد از فروپاشى روم آغاز شد. زمانى كه شهرها كاملًا از ميان رفت و آثار تمدّن به طور كامل محو شد. اين دوران، حدود پانصد سال به طول انجاميد. اين دوران را «عصر تاريكى» مىنامند و نيز به نامهاى: عصر ظلمت، ظلمانى، تاريكى، دارك) dark (، راچ از آن ياد مىكنند. ويژگى اين عصر، عدم تمدّن و عقب ماندگى فرهنگى مردم است و تنها علامت فرهنگ و تمدّن، «مسيحيّت» مىباشد.
بنابراين، متمدّن و يا باسواد به مسيحيان و يا كسى كه كمترين رابطهاى با كليسا داشت، گفته مىشد. در زمان حمله بربرها به شهرهاى مختلف، همه آثار شهرها به غير از كليسا بصيرت پرچمداران ٢٦٠ بررسى تاريخ فرهنگ و تمدن غرب ص : ٢٤٧