بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦
ولى در اينجا تنزل كرده و مىگوييم: دست كم دو هدف در كنار يكديگراند. بنابراين، از ديدگاه اسلامى، بايد قوانين حاكم بر جامعه، تأمين كننده مصالح معنوى نيز باشد.
حال كه حقيقت اهداف زندگى اجتماعى روشن شد، اگر كسانى اين حقيقت را نپذيرفتند و گفتند:
«ما نَفْقَهُ كَثيراً مِمَّا تَقُولُ» «١» بيشتر اين چيزهايى كه شما مىگوييد، ما نمىفهميم! همانگونه كه اقوام گذشته با شنيدن استدلال عقلانى روشن، به پيامبران چنين مىگفتند.
سخن ما نيز در پاسخ كسانى كه همچون گذشتگان، در برابر خورشيد انقلاب اسلامى تجاهل مىورزند، اين است كه: شما «دموكراسى» و احترام به «اكثريت آراء» را كه مىفهميد؟ ملّت ايران بيش از ٩٨% به «جمهورى اسلامى»، نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد رأى داده است. اين ملت، «اسلام» را مىخواهد و به دنبال حاكميت بخشيدن «قانون اسلام» است. به همين دليل، آنان سعى مىكنند اين فكر را از جوانان ما بگيرند، زيرا با هيچ منطقى نمىتوانند افكار انحرافى خود را بر ما تحميل كنند. نهايت تلاش آنان، پافشارى بر روى آزادى، انتخابات و رأى مردم است. در اينجا بايد گفت اگر واقعاً دموكراسى و آزادى و انتخابات را قبول داريد مردم ما براساس همين انتخابات با آزادى كامل به اسلام و اصول ارزشمند آن رأى دادهاند و اين نظام اسلامى را انتخاب كردهاند.
بنابراين بايد به آنچه مقتضاى رأى مردم است، احترام بگذاريد.
مدعيان دروغين دموكراسى، در برخى كشورها، حق اكثريت و انتخاب مردم را رعايت نكرده و آن را ناديده گرفتند. بهطور مثال: در الجزاير، پس از پيروزى مسلمانان در انتخابات، كودتا كردند. در تركيه نيز پس از دهها سال حكومت مستبدانه لائيك، حزب رفاه اسلامى از طريق انتخابات آزاد به حاكميت رسيد. ولى چيزى نگذشت كه از سوى نظاميان دست نشانده آمريكا، حزب رفاه منحل و دبير كل آن محاكمه گرديد.
دشمنان از پيروزى انقلاب اسلامى ايران تجربههايى كسب كردهاند از جمله اينكه:
اگر پايههاى اسلام در كشورى استحكام يابد، ديگر به آمريكا باج نخواهد داد. از اين رو، به هر وسيله ممكن، بايد آن را در نطفه خفه كرد. حتى اگر به اصول دموكراسى خود آنان