بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٤
حتى نفوذ روسها در جهان عرب از طريق عبدالناصر تأمين مىشد. شوروىها، علاوه بر مصر، از تحكيم ارتباط خارجى خود با كشورهاى يمن، ليبى، الجزاير، سوريه و عراق غفلت نداشتند. قرارداد نظامى پانزده ساله عراق و شوروى، بهعنوان يك ركن مهم ارتباط خارجى عراق بود. در چنين شرايطى، به مصلحت آمريكايىها نبود كه از سياست تك محورى در خاور ميانه پيروى كنند. از اين رو، در تلاش بودند تا با كشورهاى عرب روابط نزديك داشته باشند.
پس از فروپاشى شوروى، عراق در صحنه جنگ با كويت شكست خورد. سوريه مشغول لبنان و مشكلات خود با اسرائيل گرديد و از الجزاير نيز چيزى باقى نمانده است.
در نتيجه ناچارند كه در دايره سياست و منافع آمريكا حركت كنند. ماهيت سياست آمريكا در خاور ميانه، به گونهاى طراحى شده كه محور اساسى آن اسرائيل باشد. تا هركشورى كه درصدد برقرارى رابطه با آمريكا باشد، ملاك و معيار آن، اسرائيل باشد.
بر اين اساس، ايجاد ارتباط ايران با آمريكا نيز در چارچوب اين معيار قابل تعريف است. اين اصل به اندازهاى براى آمريكايىها اهميت دارد كه حتى در پاسخ كسانى كه در حسرت باز شدن دريچهاى از آمريكا به روى خود لحظه شمارى مىكنند، آن را پنهان نكرده و مىگويند: اگر ايران مىخواهد براى حل مشكلاتش با ما مذاكره كند، بايد پيش شرطهايى را بپذيرد.
مهمترين پيششرطهاى ارتباط با آمريكا مهمترين پيششرطهاى آمريكا براى ايجاد رابطه ايران با آن كشور عبارتند از:
الف- ايران با قرارداد صلح اعراب و اسرائيل مخالفت نكند.
ب- ايران به توسعه سلاحهاى كشتار جمعى نپردازد.
ج- ايران تلاشهاى خود را براى دستيابى به تكنولوژى هستهاى متوقف كند.
د- ايران متعهد شود كه حقوق بشر را براساس معيارهاى تعريف شده نزد ما (آمريكا) رعايت كند.
اين پيششرطها، بهويژه شرط اول، براى آمريكايىها بسيار با اهميت و حياتى است.
بطورىكه وقتى با كشور مهمى مثل ايران، كه حكومت و رهبرى آن به هيچ وجه سر سازگارى