بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٤
٣- غرب، به دلايلى كه بي بصيرت پرچمداران ٢٤٣ د - امام و مقاومت در برابر عدم استحاله فرهنگى:
ص : ٢٤١ ان خواهيم كرد، با شرق اسلامى و بويژه با جمهورى اسلامى كينه ديرينه دارد. دعواى ما با غرب، سطحى و زودگذر نيست. بلكه داراى سابقه طولانى ١٤٠٠ ساله، به يك معنا با شرق اسلامى و بيش از آن با بخشهاى ديگر شرق دارد. البته بر ساير بخشها تسلط پيدا كرد و تنها نقطهاى كه تاكنون مقاومت مىكند، «جمهورى اسلامى ايران» است و غرب مىخواهد اين مقاومت را نيز در هم بشكند! بنابراين، كينه، و عداوت بنيادى كه ميان غرب و شرق، و به يك معنا ميان اسلام و غرب وجود دارد، ما را بر آن مىدارد كه اين دشمن را كه چنين مناسباتى با ما دارد، به درستى بشناسيم. متأسفانه آثار و پيامدهاى رابطه سلطهاى غرب با ما، پيش از انقلاب در ذهنيت بخشى از روشنفكران ما رسوخ كرده است و همچنان مقاومت مىكند و شايد چيزى بيش از مقاومت است. بهطورى كه احساس مىشود كه آن مفاهيم دوباره به صورت بازسازى شده، به جامعه باز مىگردد.
از اين رو، چون خاستگاه اين مفاهيم غرب است، با شناخت غرب ديدگاه جامعى نسبت به آنان پيدا پيدا خواهد شد. خاستگاه و سرچشمه ادبيات و مفاهيم سياسى كه امروز وارد جامعه شده است، غرب است. پس بايد آنها را بشناسيم و با اين مسائل آشنا شويم. به طور مثال، وقتى از «توسعه»، «دمكراسى»، «آزادى»، «تكثّرگرايى»، «پلوراليزم» «تساهل» و «تسامح» سخن گفته مىشود، به دليل اين مفاهيم غربى به فرهنگ و تمدن غرب ما سرايت كرده است، شناخت فرهنگ و تمدن غرب به شناخت آن كمك مىكند.
البته گاهى اين لغات و مفاهيم را از اصل خودشان جدا كرده و آنها را در فرهنگ خودمان تعريف مىكنيم. اما گاهى شناخت معناى حقيقى، و خالص اين مفاهيم مورد نياز است. در اين صورت، بدون شناخت خاستگاه اين مفاهيم، شناخت آن ممكن نخواهد بود و ما مُدّعى هستيم كه خاستگاه اينها «غرب» است.
٤- براى حفاظت از فرهنگ خودى، بايد فرهنگ مُهاجم را بشناسيم و اكنون كه فرهنگ مهاجم، فرهنگ غربى است، براى حفاظت از فرهنگ خودى و دفاع از آن، چارهاى جز آشنايى با فرهنگ غرب نيست. همچنين، چون بهترين نوع دفاع «هجوم» است، براى هجوم به فرهنگ مهاجم بايد نسبت به آن آشنايى كامل پيدا كنيم و از نقاط قوت و ضعف آن مطلع باشيم و در رويارويى با آن نبايد دچار ساده لوحى و سهلانگارى