بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨
آنان، هر پزشكى را معرفى كردند، آن را انتخاب مىكنم. كدام راه منطقىتر است؟
امروزه، دنيا راه دوم را پذيرفته است. براى انتخاب مسؤولان رده بالاى كشور، به آراى عمومى مردم مراجعه مىكند و با انتخابات يك درجهاى مردم، رئيس جمهورى را انتخاب مىكنند. در جمهورى اسلامى نيز بالاتر از رئيسجمهورى، كه به همين شكل انتخاب مىشود، يك مقام بالاترى تعيين كردهاند كه بايد داراى اين شرايط باشد:
الف- قانونشناسى و فقاهت او بيش از ديگران باشد. در حالىكه در رياست جمهورى، اين شرط وجود ندارد. اگر آشنايى كمترى با قانون داشته باشد، اهميتى ندارد، زيرا يك مقام بالاترى بهعنوان «رهبر» در رأس هرم قدرت وجود دارد كه او بايد قانونشناستر باشد. ب- تقواى او از همه بيشتر باشد. ج- مدير و مدبر باشد.
اكنون براى تشخيص چنين انسانى، آيا مراجعه به آراى عموم مردم صحيح است؟
مردم تا چه اندازه مىشناسند كه چه كسى فقيهتر، عادلتر و باتقواتر است؟ هر چند فردى، چندين سال در ميان مردم زندگى كرده باشد، مگر همه مردم از تخصص لازم در اين موضوعات برخوردارند؟ علاوه بر آنكه بسيارى از مردم تحت تأثير تبليغات قرار مىگيرند و تبليغات نيز همواره از بستر سازنده و سالم برخوردار نبوده است. با اينكه در جمهورى اسلامى، تمهيدات متعددى در مورد شكل ظاهرى تبليغات مقرر شده است تا به ساير رقيبان توهين نشود، فعاليتهاى تبليغاتى از مقدار معين فراتر نرود و با ساير شيوههاى مرسوم در كشورهاى غربى، متفاوت بوده از اسراف به دور باشد. با اين حال، در فعاليتهاى انتخاباتى، كارهاى خلاف عرف و اخلاق مشاهده مىشود و يكديگر را مورد اهانت قرار مىدهند. آيا با توجه به اين شيوه جارى در فعاليتهاى انتخابات، بهتر مىتوان آن شرايط سهگانه اساسى را در معرفى مجرى قانون و حاكم احراز كرد يا آنان كه خود متخصص و كارشناس هستند؟ كدام راه عاقلانه و منطقىتر است؟
در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، براساس همان بينش اسلام، آمدهاست كه:
تعيينكنندگان رأس هرم قدرت نظام، بايستى خود نيز از آن شرايط برخوردار باشند، زيرا كسى كه در رشتهاى متخصص نيست، صلاحيت انتخاب بهترين كارشناس آن را ندارد.
فرض كنيد فردى در فيزيك مثل انيشتن باشد، آيا لازمه آن، شناخت پزشك حاذق است؟ البته در رشته تخصصى خود، صاحب رأى است ولى در رشتههايى كه آشنايى