بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢
پاسخ- اين پرسش اشاره به اختلاف نظر هابس و روسو در مورد جامعهشناسى و انسانشناسى دارد. آيا آنگونه كه هابس مىگويد: انسان در ذات خود، يك موجود شرور و درنده صفت است؟ يا انسان موجود خيّر و خوبى است و فسادهاى پديد آمده، عارضى است و در زندگى اجتماعى، بر اثر معاشرتها با عوامل فاسد اجتماعى بوجود مىآيد. اين، دو ديدگاه است. اگر بخواهيم به اين بحث وارد شويم، از موضوع خارج خواهيم شد. بهطور اجمال، از ديدگاه اسلام، در انسان فطرتهاى انسانى و گرايشهاى خير و سعادت وجود دارد و گرايشهاى منفى نيز زمينه انتخاب را براى او فراهم مىسازد. اگر در انسان تنها گرايشهاى خوب وجود داشت، انسان مثل فرشته مىشد و اگر تنها حاوى گرايشهاى شرّ بود، گرگ درّنده مىشد. اين همه زيبايىها، كه در انسانهاى شرافتمند وجود دارد، عارضى نيست و براى انتخاب، دو نوع سرمايه به انسان داده شده است. بنابراين، انسان در ديدگاه اسلام، نه خير و نه شرّ محض است.
بلكه مايههايى از هر دو در او وجود دارد تا در شرايط مختلف زندگى، كدام يك را انتخاب كند. اين ديدگاه، در مسايل سياسى نيز وجود دارد. ژان ژاك روسو، نويسنده كتاب معروف «قرارداد اجتماعى» كه امروزه از اعتبار زيادى برخوردار است، اولين كسى است كه دموكراسى را بهصورت فلسفىِ قابل قبول و كاربردى درآورد و براساس آن، افكار انقلابيون فرانسه شكل گرفت. روسو در مسايل اخلاقى و تربيتى، نظرات خوبى دارد. بطورىكه در مسايل سياسى، اين كتاب به منزله انجيلى براى طرفداران دموكراسى محسوب مىشود.
در مقابل، كسانى مثل: هابس و ماكياولى معتقدند كه اجراى قوانين، همواره مخالف طبع مردم است. از اين رو، افراد برجستهاى بايد بر جامعه حاكم شوند كه به هر قيمت ممكن، مردم را به سوى رشد و صلاح گرايش دهند. و جمله معروف: «هدف وسيله را توجيه مىكند»، در اين راستا مىباشد.
اين دو ديدگاه، نظريات مختلفى را ايجاب مىكند: ديكتاتورها، بهطور معمول، از نظريه ماكياولى طرفدارى مىكنند. كشورهاى به اصطلاح دموكرات غربى و ليبرالها از ديدگاه روسو پيروى مىكنند. علاوه بر اينها، نظريههاى متعددى در شكل و مدلهاى مختلف دموكراسى مطرح است كه در دنيا كم و بيش به آن عمل مىشود.