بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢٣
حاكم و محكوم نيست. بلكه رابطه پدر و فرزندى است.
بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران نيز كه شاگرد مكتب امام على عليه السلام است، در اين باره مىفرمايد: «انبياء خادم مردم بودند، خادمان بشريت بودند» وظيفه آنان خدمت كردن به مردم بود و براى اين كار، هيچگونه حقوقى از مردم مطالبه نمىكردند. قرآن مجيد درباره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اجْراً ...» «١» اى پيامبر! به مردم بگو من نسبت به زحماتم هيچ پاداشى از شما نمىخواهم.
همچنين پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خود شير گوسفندان را مىدوشيد و خود وظايف شخصىاش را انجام مىداد. و نيز حضرت على عليه السلام خود حفر چاه مىكرد و كفشهاى خويش را وصله مىزد.
٢- نقدپذير بودن حضرت امير در عهدنامه خود به مالك اشتر مىفرمايد: مردم دو گروه هستند.
گروهى موافق با تو هستند و گروهى نيز با انديشهها و حكومت دينى مخالف مىباشند. با مخالفان به بهانه اختلاف عقيده رفتار نكن و آنان را سركوب ننما زيرا عدهاى از روى مصلحت و به خاطر تقويت حكومت، عيوب تو را مىگويند. پس به سخنان اينان گوش فراده و آنچه حق است، عمل كن زيرا اينان برگزيدهترين و نزديكترين افرادى هستند كه حقايق را بدون ملاحظه به تو بازگو مىكنند و تو اينان را در گروه افراد اصلى خود جاى ده.
«ثُمَّ ليكِنْ آثَرَهُمْ عِنْدَكَ اقْوَلَهُمْ بِمُرِّ لْحَقِّ لَكَ» «٢» حقيقت به ظاهر تلخ را به طور صريح براى تو مىگويند. اما اگر دانستيد كه انتقاد بعضى افراد جهت كينهورزى به دين و حكومت است، اعتنا نكن.
حضرت على عليه السلام در تأييد اين سخن كه انتقادكنندگان مُنصف از حلقههاى اصلى حاكم اسلامى هستند، مىفرمايد: «و اقلّهم مساعدة» كمترين كمك اينان به حاكم اسلامى اين است كه اگر حاكم اسلامى راه انحراف را درپيش گيرد، او را متوجه مىكنند و از منحرف شدن رهبرى حكومت جلوگيرى مىنمايند.