بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٦
راهكارهاى ليبرالها در جريان موازى ليبرالها براى رسيدن به مقاصد خود از راهكارهايى بهره جستند؛ از جمله: تصميم گرفتند كه براى جلب اعتماد مردم چند تن از سران رژيم كه مورد نفرت مردم بودند، دستگير شوند. به همين منظور، نتيجه جلسه دانشگاه تهران براى دربار فرستاده شد و به دنبال آن، بعضى از اينها دستگير شدند.
راهكار ديگر، حسن نزيه در خاطرات خود مىنويسد: «در اوج انقلاب، روزى على امينى من را احضار كرد و گفت: چون تو با روحانيون رابطهاى نزديك و با آنان سر و كار دارى، برو به آقايان بگو كه شاه از مواضع خود كوتاه آمده و قرار است در شوراى سلطنتى كه مىخواهد تشكيل دهد، دو سوم اعضاى شوراى سلطنت را از ملّىگراها انتخاب كند. بنابراين بهتر است كه اين قضيه فعلًا مهار شود و از كشتار و خونريزى جلوگيرى بعمل آيد.
بعد از اين، به سراغ آيتالله طالقانى رفتم و با ايشان صحبت كردم. ايشان گفت: به هر حال، تصميم در اين زمينه برعهده امام هست. بعد هم به پاريس رفتم. در فرودگاه دكتر ابراهيم يزدى و صادق قطبزاده به استقبالم آمدند. وقتى كه وارد نوفل لوشاتو شديم، موضوع را به آنان گفتم كه شديداً از آن استقبال كردند. قرار شد كه شب موضوع به استحضار حضرت امام برسد. وقتى كه شب موضوع را براى امام مطرح كردند، حضرت امام فرمودند كه: اصلًا شاه خودش غير قانونى است. تازه مىخواهد شوراى سلطنت را هم تشكيل بدهد!» زمانى كه حضرت امام ماجراى آنان را به هم مىريزد و آنان را شكست مىدهد، پشت خانه آقاى مهندس بازرگان بمب منفجر مىشود! روزنامههاى آن موقع با ايجاد سر و صدا سعى مىكنند كه عوامل ساواك را مسبب اين عمل نشان دهند تا رهبرى نهضت براى بازرگان گرفته شود.
جبهه ملى بهگونهاى عمل مىكنند كه انگار همه چيز در اختيار آنان است. سپس صحبت از تشكيل «دولت آشتى ملّى» مطرح مىشود. در همان زمانهايى كه شاه در تلويزيون ظاهر مىشود و اعلام مىكند كه «من صداى انقلاب شما را شنيدم»، اينها