بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨
نمىپذيرفتند. البته از همان ابتدا، همه مردم نگفتند كه ما على را نمىخواهيم! بلكه چند نفرى كه راه تبليغ كردن را به خوبى مىشناختند، با جعل حديث از پيامبر، در ميان مردم پخش كردند كه: نبوت و امامت در يك خانواده جمع نمىشود! مردم سادهدل نيز باور كردند و در اثر تبليغات سوء منحرف شدند. همان مردمى كه در جنگ بدر، حنين و أحد شركت كرده بودند و هنوز معلولان جنگى در ميان آنان زندگى مىكردند ولى كلام پيامبر صلى الله عليه و آله را فراموش نمودند و خود اقدام به انتخاب جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله كردند.
بالاتر از اين، همان مجاهدان و جنگجويان، حتى پسر عم پيامبر صلى الله عليه و آله و پسر عم على عليه السلام، در جنگ جمل شمشير به روى امام على عليه السلام كشيدند. آيا زبير و امثال او، جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله را نمىشناختند؟! آيا موضوع جانشينى، براى آنان تبيين نشده بود؟
ب- براى تبيين اسلام، راهها و مراتب مختلفى وجود دارد. البته تقصيرها و قصورهايى نيز تاكنون وجود داشته است. فرصت را غنيمت مىشمارم و اين پرسش را مطرح مىكنم: شما در اين بيست سال پيروزى انقلاب اسلامى چه كار كردهايد؟ چرا جلوى اين فساد و انحرافات را نگرفتهايد؟ روحانيت تاكنون چه فعاليتى داشته است؟
شما مقصر هستيد كه فكرى براى اسلام و حفظ انقلاب نكردهايد؟
اين سؤال درباره حكومت امير مؤمنان عليه السلام نيز مطرح مىشود. مطابق معتقدات دينى، امام على عليه السلام «معصوم» است و از سوى خداوند متعال بهعنوان ولىّ جامعه اسلامى و همطراز پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله معرفى شده است. بنابراين، در حقانيت و مشروعيت حكومت على عليه السلام هيچ ترديدى ميان فرقههاى مختلف اسلامى وجود ندارد. در قرآن كريم ابلاغ ولايت ايشان توسط پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله موجب «اكمال دين» و «اتمام نعمت» و «راضى بودن به دين اسلام» محسوب شده است. با اين همه، نگاهى به تاريخ پنج ساله حكومت مولاى متقيان عليه السلام و اوضاع اجتماعى حاكم بر آن دوران، ميزان موفقيت آن حضرت را در ايجاد جامعه ايدآل نشان مىدهد. جنگهاى داخلى صفين، جمل و نهروان، تهديدات دشمنان خارجى، كمبود نيروى انسانى توانمند و تربيت شده، كثرت مشكلات، گستردگى بدعتها و سنتهاى فاسد و آلودگىهاى مزمن اجتماعى تغيير چارچوب نظام ارزشى زمينههاى اين وضع را فراهم آورده بود. در همان حال، امام على عليه السلام