بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢١
اهواز دست خيانت به اموال مردم دراز كرد و خبر آن به حضرت رسيد، به فرماندار اهواز چنين دستور داد: «بلافاصله او را ع بصيرت پرچمداران ٤٣٠ مطبوعات بستر تهاجم فرهنگى ص : ٤٣٠ زل و به مردم معرفى نما و بعد وى را حبس كن. و چنانچه در اين امر كوتاهى كنى، تو را عزل كرده و ذليل خواهم كرد!» البته حضرت اشاره دارد كه او را در مراسم نماز جمعه نزد مردم رسوا كن. يعنى به همان اندازه كه خيانت كرده است، براى آن براى مردم فاش كن و اين خيانت نبايد از مردم مخفى بماند. دستور حضرت، اين واقعيت را گوشزد مىكند كه مخفى كردن گناه مسؤولان موجب تقويت كشور و حكومت نيست. بلكه موجب تضعيف نظام خواهد بود.
ما نيز مىخواهيم در برقرارى حكومت دينىاز چنين الگويى پيروى كنيم و برابر گفتار و كردار معصومين عمل كنيم. البته به لطف الهى در بعضى موارد رفتار مىشود و اگر كسى ايرادى به «حكومت دينى» بگيرد، در واقع به روايات و اصل دين اشكال كرده است. از اين رو، اگر در جايى ايرادى از سوى مخالفان نظام مطرح شود، بايد بدانيم اشكال از دين نيست.
بلكه مشكل اصلى عدم برقرارى حكومت دينى در آن قسمت از حكومت و دولت است.
حضرت امير در اول عهدنامه مالك اشتر مىفرمايد: «هذا ما امَر بِهِ عبداللَّه امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام» «١» حضرت ابتدا خود را به عنوان «عبد» سپس بهعنوان «امير مؤمنان» معرفى مىكند.
وظايف حكومت دينى حضرت على عليه السلام براى حكومت دينى چهار وظيفه معيّن كرد و آن را به مالك اشتر ابلاغ نمود. اين وظايف بايستى الگويى هر حكومت اسلامى در هر زمانى باشد.
١- جِبايَةَ خَرَاجِها «٢» از وظايف حكومت دينى، جمعآورى ماليات و اداره حكومت و رسيدن به فقرا و محرومان است. حكومت براى اداره امور و برقرارى عدالت و كم كردن فاصله طبقاتى در جامعه، وظيفه دارد از اغنياء ماليات گرفته و قشر محروم را يارى دهد.
٢- جِهادَ عَدُوِّها حكومت براى بقاى خود لازم است از هجوم خارجيان به داخل جامعه جلوگيرى كند و در داخل نيز از ظلم ظالمان ممانعت به عمل آورد. در اين جامعه همه افراد به راحتى و در كمال آسايش زندگى كنند و هر كس عزت خويش را حفظ