بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٠
امتياز آن، عهدى را شكستن و گشودن عهد جديدى است. اين عهد، عهد با خدا و معنويت است. عهدى كه در جهان امروز، به غفلت سپرده شده است.
اما انقلاب اسلامى با شرايط ويژه در مقابل قدرت بسيار بزرگى قرار گرفته است كه از پشتوانه فرهنگى بسيار عميق تمدن و فرهنگ مغرب زمين برخوردار است. فرهنگ مغرب زمين، فرهنگ كوچكى نيست. ممكن است ما با بسيارى از ابعاد آن، مخالفت داشته باشيم اما نمىتوانيم اين فرهنگ را تحقير كنيم. اين فرهنگ، فرهنگى است كه تاريخ ديرينهاى دارد و به كمك متفكران و انديشمندان و تلاش انسانهاى فداكارى به وجود آمده است و ما امروز شاهد ثمرات اين تمدن به نام «تكنيك، تكنولوژى» و «قدرت فوق مدرن» هستيم. بنابراين، انقلاب اسلامى با يك تمدن بزرگ و قدرتمند روبرو است. بناچار درباره اين تمدن، پرسشهايى براى جامعه ما مطرح است كه طرح آنها بهاختيار ما نيست. بلكه بر ما تحميل مىشود. ما بايد درباره آنها فكر و انديشه كنيم.
اگر امروز از ما پرسش شود كه بزرگترين مسأله كشور چيست؟ و ما به چه چيزى بيش از امور ديگر نيازمنديم؟ همه انسانهاى هشيار معتقدند كه امروز به «توسعه» نيازمنديم.
مشكل ما، مشكل توسعه اقتصادى و فرهنگى است. مىپرسيم: توسعه چيست؟ اين عنوان از كجا آمده است؟ چرا امروز مشكل ما توسعه است؟ چرا اگر ما توسعه پيدا نكنيم، نمىتوانيم خود را در جهان امروز حفظ كنيم؟ اين توسعه چه مفهومى دارد؟
ما امروز با اين سؤال روبرو هستيم كه آيا بايستى به اقتصاد جهانى بپيونديم؟ آيا بايد به بازار جهانى اقتصاد متصل شويم؟ اين پرسشى است كه تبعات و آثار فراوانى را به همراه دارد. اگر اين پيوند را بپذيريم، آثارى دارد و اگر نپذيريم، آثار ديگرى بر آن مترتب است. ما بايستى پاسخگوى آثار آن باشيم.
ما امروز با اين پرسش روبرو هستيم كه رابطه حوزه و دانشگاه چگونه بايد باشد؟ ما سخن از وحدت حوزه و دانشگاه مىگوييم. سالها سخن از اين وحدت به ميان مىآوريم. اما آيا چنين اتحادى تاكنون برقرار شده است و يا در آينده برقرار خواهد شد؟ زمينه چنين پرسشى از كجا آمده است؟ چرا ما امروز با اين پرسش روبرو هستيم؟ مشكل امروز ما، مشكل دانشگاه اسلامى است. رهبر بزرگوار انقلاب اسلامى مىفرمايد: دانشگاه بايد اسلامى باشد. ما مىپرسيم: دانشگاه چگونه بايد اسلامى باشد؟ چرا دانشگاه اسلامى