بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٧
نوشته شود كه در هدايت نسل جوان مؤثر باشد. آيا صحيح است كه هر نوع رمانى نوشته و منتشر شود؟ چه كسى اجازه دارد نفسانيات خود را به شعر درآورده و آن را در جامعه منتشر كند؟ نفسانيات هر فردى، به جامعه چه ارتباطى دارد؟ حكايت و داستان، مقوله ديگرى جز رمان است.
ح- توسعه و كار: ما براى تحليل و بررسى همه ابعاد جامعه بشر جديد، نياز به وقت و امكان گستردهاى داريم. تفكر جديد، وقتى به سراغ دين مىآيد، حكم «خدا» را پيدا مىكند! و آنچه از خدا و وحى انتظار دارد، بايد از «عقل» انتظار داشته باشد. در اين صورت، «تكامل» انسان به «توسعه» تبديل مىشود. ترقى و توسعهاى كه از قرن هجدهم مطرح شد، پيش از آن، لفظ توسعه و ترقى در زندگى بشرى سابقه ندارد. در اين تفكر، مفهوم تكامل، كه ريشه در دين و وحى دارد، در شكل دنيوى آن به: «انسان توسعهيافته» و «جامعه توسهيافته» به كار مىرود. هر چند اين دو مفهوم را بايد با هم جمع كرد ولى در تفكر جديد، «توسعه» جاى «تكامل» را گرفته است و از آن پس، تكامل بشرى وجود ندارد. انسان كامل كه به عالىترين درجات انسانى مىرسد، در اين تفكر به انسان توسعه يافته تبديل شده است. مظهر چنين انسانى: انيشتن و بيل گيت است. بزرگترين ميلياردر كنونى جهان، انسان توسعهيافتهاى است كه با تأسيس كمپانى «ميكرو ساخت»، كامپيوتر را وارد صحنه جديدى كرد و تحول بزرگى را در عالم كامپيوتر به وجود آورد. بهطورى كه آرزوى همه انسانهاى عصر بصيرت پرچمداران ٢٢٥ پرسش و پاسخ ص : ٢٢٢ جديد، رسيدن غبارى از لباس بيل گيت به آنان است! تا شايد آنان نيز توسعه يابند! عالىترين مظهر توسعه، شهر نيويورك و كشور توسعهيافته، آمريكا است. اينها همان اتفاقاتى است كه با عقل جديد رخ مىداده است. اگر بشر در سايه شريعت بود، اكنون در پرتو قانون زندگى مىكرد. اگر بشر قانون را مىپرستد، به خاطر آن است كه «قانون» جاى «شريعت» را مىگيرد. قانون بسيار خوب است و در جامعه اسلامى نيز بايد وجود داشته باشد، اما اكنون در غرب، «قانون» جاى «دين» و «شريعت» است. اين جايگزينىها بسيار مهم است. اگر اصل در تفكر دينى «عبادت» است و بشر بايد خداوند را «عبادت» كند، در تفكر جديد، «كار» به جاى «عبادت» قرار مىگيرد. البته كار در تفكر اسلامى نيز مىتواند در ذيل عبادت قرار گيرد ولى هرگز جايگزين آن نمىشود.