بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥١
كوچاريان را، كه قرهباغى است و مدتى رئيسجمهور قرهباغ بود و سپس نخستوزير ارمنستان شد، اكنون او را رئيس جمهور ارمنستان كردند. يعنى دوباره ارمنستان به موضع راديكالى خود بازگشت. اين جريان در حقيقت، جنگ بسيار پنهانى آمريكا و روسيه در رقابت قفقاز است. آمريكائىها با آقاى ادوارد شوارد نادزه در مورد مسير عبور لوله نفت به توافق رسيدند. بالاخرة لولهكشى نفت نيز، داستانى شده است كه هر كسى را كه مىخواستند تطميع كنند، به او گفتند: يك گوشه لوله نفت و گاز از خاك كشور تو عبور مىكند. به آقاى شوارد نادزه نيز گفتند لوله آذربايجان از خاك كشور تو عبور مىكند. از آذربايجان به گرجستان و سپس به درياى سياه و از آنجا، از زير آب عبور كرده و به تركيه مىرسد و سپس به بندر سيهان در درياى مديترانه جهت تحويل به مشتريان انتقال داده مىشود. آقاى شوارد نادزه مقدارى بيش از اندازه به آمريكايىها گرايش يافت. البته اين گرايش، داراى بازتاب در داخل كشور او بود. از جمله: حمله به خودروى حامل آقاى شواردنادزه، كه چند نفر از اطرافيان او كشته شدند. خود او نيز ظاهراً زخمى شد و در همان شرايط، در آبخازى، شمال غربى گرجستان شورش شد.
روسها، براساس سياست استالينى، با تكيه بر اختلافات قومى، بر اين كشورها حكومت مىكنند و از آبخازىها حمايت مىنمايند تا در كنار گرجستان، كشور مستقل آبخازستان بهوجود آورند. روسها در گرجستان دو اهرم دارند. يكى آبخاز و ديگرى اوستياى جنوبى. اوستيا نيز دو قسمت است: از شمال به روسيه و در جنوب به گرجستان محدود مىشود. روسها براساس همان سياست استالينى مىگويند اوستيا بايد يكپارچه شود. اين سياست را در ساير مناطق اجرا كردند. «١»