بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٣
مصلحت جامعه را تشخيص دهد و يا نتواند افراد صالح و مفيد را از افراد ناصالح تشخيص دهد و بطور كلى در زمينه اجتماعى و سياسى فاقد بينش صحيح و قدرت تصميمگيرى باشد، اين فرد در مسائل اجتماعى و حكومتى مجتهد نيست و نمىتواند زمام جامعه را بهدست گيرد. «١» به بيان ديگر، اجتهاد در باب رهبرى، تفسير و قرائت ديگرى دارد. تشخيص موضوعات، بحرانشناسى، موقعيت شناسى، زمانشناسى، شرايطشناسى و قدرت و توان ارائه طرح و تدبير مناسب براى رفع و حل آن بحران و امثال اينها، ابزارى است كه غير از اجتهاد و فقاهت مصطلح در حوزهها است و به چيزهاى ديگرى نياز دارد.
پرسش و پاسخ ١- منصب افتاء، منصبى است كه بايد نصب شود در حالى كه هماكنون مراجع بهطور مستقيم نصب نمىشوند. پس فقها چگونه بطور مستقيم نصب مىشوند؟
پاسخ: اگر در جامعه اسلامى، فقيه عادل در رأس جامعه نباشد، همه فقها در عرض هم هستند و هر كدام در حد امكانات و توانايى خود، در جامعه فعاليت مىكنند. مثلًا: در زمان شاه مخلوع، همه مراجع امور مربوطه را رتق و فتق مىكردند. وجوهات را جمعآورى مىنمودند. حوزهها را اداره مىكردند. شهريه مىدادند و ولى اگر در فضاى حكومت اسلامى باشيم و يك فقيه در رأس جامعه قرار مىگيرد، منصب افتاء به دو صورت تحقق مىيابد:
الف: بهطور صريح و مستقيم از سوى رهب بصيرت پرچمداران ١١٣ ضرورت طرح موضوع ص : ١١٣ رى نصب مىشود.
ب: علم به رضايت ضمنى مقام معظم رهبرى داشته باشيم كه به آن «اذنفحوى» گفته مىشود.
٢- در چند منصب حضور بانوان جايز نيست كه ريشه آن به عدالت بازمىگردد: يكى قضاء و ديگرى مرجعيت. همه مىگويند: عدم حضور زن به دليل عدل است. زيرا زن نمىتواند عدالت را برقرار كند. لطفاً در اين زمينه بيشتر توضيح دهيد.
پاسخ: از نظر علمى و فلسفى، دست تواناى خالق هستى، انسان را از دو نوع: مذكر و