بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٨
انقلاب اسلامى از بازرگان منتشر شد، اشاره مىكنم.
بازرگان در مقايسه ديدگاه خود- در حقيقت ديدگاه نهضت آزادى- با ديدگاه امام راحل قدس سره مىگويد:
رهبر انقلاب، حركت و رنج و شهادت مردم را براى اسلام و دولت اسلامى مىدانستند. در حالى كه نخستوزير منتخب و منصوب ايشان، قبول خطر و زحمت و مأموريت را به خاطر و در راه ملت عزيز ايران يا ايران مىكرد. دو هدف يا دو طرز فكر را در صدر انقلاب جلوهگر مىبينيم: الف- در خاطر اكثريت انقلاب و انقلاب كنندگان و مليون و نخستوزير منتخب امام، خدمت به ايران. ب- در خاطر امام و جمعى از روحانيون و پيروان خاص ايشان، خدمت به اسلام. براى بنده مأموريت و هدف تعهد خدمت به ايران بود از طريق اسلام. براى امام هدف و برنامه انقلاب خدمت به اسلام بود از طريق ايران. يعنى: با استفاده از مردم و كشور ايران. در يك طرف انسانى است كه حمايت و سعادت او آن طور كه اسلام مىگويد، خواسته مىشود. و در طرف ديگر اسلام است كه دفاع و اجر و تسلط آن، آن طور كه از انسان برمىآيد، تعقيب مىشود.
در حقيقت، بازرگان مىگويد: ما به كمك اسلام دنبال ايران و ايرانى و ملت بوديم ولى امام به دنبال اعتلاى اسلام به كمك ايران و ملت بود. كه به حقيقت نيز مطلب اين چنين بود. امام انقلاب كرد و حكومت اسلامى را براى اجراى احكام الهى تشكيل داد همانگونه كه اين مطلب را در كتاب ولايت فقيه به روشنى مىبينيم. در حالى كه آنان مىگويند: هدف ما اعتلاى ايران و ملت به كمك اسلام است. در حقيقت، اسلام ابزارى براى كمك به ايران است. بازرگان مىگويد:
در جمهورى انقلابى اسلامى خودمان و در بيانات بنيانگذار آن و متوليان، به طور غالب سخن از خدمت به اسلام و نجات مستضعفان جهان يا ايران به عنوان برنامه و نظام و مأموريت اجرا و اشاعه اسلام در جهان شنيده مىشود و كمتر صحبت از حفاظت و خدمت به ايران و آبادى و آينده كشور يا ملت به ميان مىآيد.
پس اين مطلب، در انديشه نهضت آزادى و بازرگان، كه حاصل اين طرز فكر در انقلاب ما بود، يا بخشى از جريان اسلامى در دوران انقلاب بودند، اصالت با آب و خاك و كشور و ملت و آبادى است.
حضرت امام راحل قدس سره در اين باره مىفرمايد:
نهضت ما اسلامى است. قبل از آنكه ايرانى باشد. نهضت مسلمين سراسر جهان است. قبل از اينكه در منطقه خاص متعلق باشد. اين ملىگراها و آنهايى كه فرياد ملى مىزنند آنهايى كه مىگويند ما مليت را مىخواهيم احيا كنيم، در مقابل اسلام ايستادهاند.
امام راحل قدس سره در سالهاى ٣٠ تا ٣٣، حدود ٤٥ سال پيش، كتاب كشفالاسرار را در پاسخ شبهات كسروى نوشت:
اين كه من مكرر عرض مىكنم كه اين ملىگرايى اساس بدبختى مسلمين است، براى اين است كه اين ملىگرايى ملت ايران را در مقابل ساير ملتهاى مسلمين قرار مىدهد. اينها نقشههايى است كه مستكبرين كشيدهاند كه مسلمين با هم مجتمع نشوند.
و نيز در جريان تغيير اسم مجلس امام راحل قدس سره فرمود:
در يك نوشتهاى ديدم كه مىگويد چرا از ملى مىترسيد شما؟ چرا نمىگوييد مجلس شوراى ملى؟ من به آن آقا مىگويم شما چرا از اسلامى مىترسيد؟ ... من مىگويم به اينها كه ما تابع اين ملت هستيم ما ديديم كه خواست اين سى و پنج ميليون اين بود كه ما اسلام را مىخواهيم. در تمام صحبتها از اول تا آخر اين نبود كه ما ملىگرا هستيم. ملىگرايى برخلاف اسلام است ... اين بر خلاف دستور خداست و برخلاف قرآن مجيد است. ما كه مىگوييم: جمهورى اسلامى، مجلس شوراى اسلامى، براى اينكه از آن امامزاده ما معجزهاى نديدهايم. «١» توجه به اختلاف ديدگاه امام راحل قدس سره و ديدگاه بازرگان درباره ملىگرايى به اين دليل است كه وقتى در ادامه اين مباحث اثبات شد كه ملىگرايى در پيروزى انقلاب نقش بسزايى نداشته است، معلوم مىشود كه چه كسانى از جريان ملىگرايى حمايت مىكردند و چه كسانى با آن مخالفت مىنمودند.
از ويژگىهاى نهضت آزادى: غربگرايى و باور نسبت به غرب و اعتقاد به درسآموزى از آموزههاى غربى است. بازرگان كتاب «مذهب در اروپا» را بهگونهاى نوشته است كه گويى اروپايىها مسلمان هستند نه ما! و يا كتاب «راه طى شده» و انتخاب نام آن به اين خاطر است كه: پيامبران، راه خود را به مدد وحى الهى و دين طى كردند. در غرب نيز انسانها به مدد علم و آموزههاى بشرى طى كردند. اين مطالب كه در حقيقت اصالت دادن به رفتار غربىها است، در حالى از سوى بازرگان منتشر مىشود كه حتى