بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨
چارهاى انديشيد. به بهانه اينكه «جوانان را براى خود نگه داريد!»، نمىتوان نسبت به پيامدهاى آن بىتفاوت بود. در غير اين صورت، بايد به اين پرسش مبنايى پاسخ داد كه:
انقلاب اسلامى، براى رسيدن به چه اهدافى به وقوع پيوست؟
خودباختگان و قلم به مزدان آمريكايى مىگويند: «شما كه مىخواهيد حكومت اسلامى پايدار باشد، با زور نمىتوان آن را نگهداشت. بلكه اكثريت مردم را بايد حفظ كنيد و اكثريت نسل آينده، جوان هستند. پس آنان را آزاد بگذاريد تا نسبت به شما خوشبين شوند و به شما رأى دهند و در نتيجه حكومت شما باقى بماند!» اگر اين روند ادامه يابد، آيا جوانان كشور، مسلمان باقى خواهند ماند؟ متأسفانه گاهى ديده مىشود دانشجوى مسلمان و نمازخوان از خانواده مؤمن، وارد دانشگاه شده است ولى تحت تأثير برخى تبليغات قرار گرفته و مىگويد: اگر ما پسوند «اسلامى» را در «جمهورى اسلامى» نخواسته باشيم، چه كسى را بايد ببينيم؟! متأسفانه، حركت اجتماع به اين سمت است. آيا با اعمال زور مىتوان با همه آنها مقابله كرد؟ در چنين شرايطى، بايد فعاليتهاى اخلاقى و تربيتى را گسترش داد و براى آموزش دين در مدارس و دانشگاهها برنامهريزى كلان كرد.
٨- شعار «هدف، وسيله را توجيه مىكند» در بصيرت پرچمداران ٧٧ پرسش و پاسخ ص : ٦١ اسلام نيز با عبارت الضرورات تبيح المحظورات وجود دارد. تفاوت آنان در چيست؟
پاسخ- شعار: «هدف، وسيله را توجيه مىكند» يعنى: پس از تعيين هدف، از هر وسيله ممكن براى رسيدن به آن بايد استفاده كرد و مقايسه بين وظيفهها و اهم و مهم كردن آنها مفهومى ندارد. اگر براى رسيدن به هدفى، دو راه: اخلاقى و غير اخلاقى وجود داشته باشد، رسيدن به هدف مهم است. از هر راهى كه ممكن باشد، تفاوتى ندارد.
در مكتب اسلام، نخست اهداف و سلسله مراتب آن مشخص است كه براى رسيدن به هدف تعيين شده، ابتدا بايد راهى را برگزيد كه پيمودن آن، هيچ محظورى نداشته باشد. اگر براى دستيابى به هدف، راهى جز مسيرهاى غيراخلاقى و ممنوع وجود نداشت، بايد ميان ممنوعيت وسيله و فسادى كه در اثر نرسيدن به هدف پيش مىآيد، به مقايسه و اهم و مهم پرداخت. مثال معروف آن در فقه، ورود به خانه غصبى براى نجات غريق است. آنگاه كه بچهاى در استخر منزل همسايه در حال غرق شدن باشد،