بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣
سال بعد از كودتاى ٢٨ مرداد به آخر رسيد. از دهه ٣٢ تا ٤٠ و حتى پس از آن، آرايش نيروها به لحاظ فكرى و چالشهاى انديشهاى، وضع ديگرى پيدا كرد. تا پيش از آن، ابتكار عمل در دست جريانهاى غير مذهبى و لائيك بود كه به عناوين و سرفصلهاى آن اشاره شد. از اين پس، وضعيت جديدى در حال شكلگيرى بود. مردم با ملاحظه وضع گذشته و شكست جريانهاى غير مذهبى و غير دينى، كه هر كدام در مقطعى به صحنه آمدند و در حقيقت، موقعيت خود را نشان دادند و از صحنه خارج شدند، اين فكر در درون جريان معارض با رژيم شكل گرفت كه: راه نجات، بازگشت به دين است.
برخلاف آنچه روشنفكران سكولار از آن تبليغ و حمايت مىكردند. در اين مقطع، بويژه در اوايل آن، آثار بسيارى مشاهده مىشود كه پيرامون اين محور و علل انحطاط مسلمانان نگاشته شده است. البته اين جريان در كشور ما اتفاق افتاد و مشابه آن نيز در كشورهاى اسلامى مثل: مصر، هندوستان و پاكستان تا پيش از جدايى، مشاهده مىشد.
همزمان با جريانى كه در ايران به مشروطيت منجر شد، محمدعلى پاشا از سوى دولت عثمانى، به مصر رفت و همين فكر را در آنجا مطرح كرد. او نيز افرادى را براى مقابله با فرانسوىها، كه آن زمان با مصر درگير بود، به اروپا فرستاد. چهرههايى همانند طنطاوى كه پدر روشنفكرى در مصر شناخته مىشود، همين جريانى كه به دست ميرزا ملكم خان در ايران اتفاق افتاد، در آنجا نيز مشاهده مىكنيم.
همچنين، جريان ناسيوناليستى در ايران، همزمان با جريان مصدق، در مصر نيز ملاحظه مىشود. انور سادات نيز با انگيزه ناسيوناليزم عربى، دست به تحركاتى زد.
اگر چه در صدد اثبات آن نيستيم كه اينان از يك طبقهاند و از يك نقطه هدايت مىشدند ولى وضع عمومى فكرى آنان منطبق با كشورهاى مطرح آن زمان بوده است. در اين شرايط، اصل «بازگشت به اسلام»، به عنوان يك راه براى نجات و فلاح مسلمانان مورد توجه قرار مىگيرد. از ٢٨ مرداد ٣٢ به بعد، وضعيت فكرى جوّ سياسى كشور و خاستگاه آن به طور كامل دگرگون مىشود. اگر در گذشته مذهبىها و دينداران، جريانهاى دست دوم قلمداد مىشدند و حالت انفعالى در صحنه سياسى اجتماعى داشتند و ابتكار عمل در اختيار جريانهاى لائيك و غير مذهبى بود، از اين پس، ابتكار عمل به دست جريانهاى مذهبى است و كمونيستها و ناسيوناليستها بهطور كامل