بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٢
غربزده، يعنى: غافل از غرب! هر كسى كه از غرب غافل باشد، دچار غرب مىشود. ما امروز نمىتوانيم به راحتى از غرب عبور كنيم. امروزه غرب بر همه جهان سيطره دارد و همه را گرفتار خود كرده است. هيچ كشورى نمىتواند خود را به دور از تأثير غرب بداند. شرقىترين كشورهاى جهان نيز دچار غرباند. پس اگر از غرب غفلت كنيم، دچار غرب زدگى هستيم.
در مقابل، اگر نوعى خود آگاهى در خود ايجاد كنيم و به حقيقتِ غرب توجه نماييم، اين خود آگاهى و تذكر موجب مىشود كه از غرب فاصله گرفته و به هويت حقيقى خويش بازگرديم. ما امروز بيش از هر چيز، نيازمند تذكر به هويت خودمان هستيم. اگر اين هويت را پيدا نكنيم، خواه ناخواه غربزده هستيم. غرب زده بودن به اراده ما نيست.
غربزده شدن، امر تحميلى است. اما از راههاى زير مىتوان از آن دورى جست: الف- خود آگاهى و تذكر.
ب- توجه به حقيقت غرب.
ج- توجه به سرمايه بزرگى كه ما امروز به نام «انقلاب اسلامى» داريم.
د- توجه به وظيفه خطير ما در پاسدارى از انقلاب اسلامى.
پس توجه به حقيقت غرب، يك ضرورت اجتناب ناپذير و حياتى است.
ابعاد غربشناسى غرب را از ابعاد مختلفى مىتوان مورد توجه قرار داد:
الف- غرب همواره در برابر شرق به كار مىرود. غرب و شرق، دو مفهوم متضايف هستند. پس هر جا سخن از غرب است، در برابر آن شرق نيز وجود دارد.
ب- گاهى مراد، غرب و شرق جغرافيايى است. وقتى به نقشه مىنگريم، بعضى كشورها در غرب و برخى ديگر در شرق قرار دارند. آمريكاى شمالى، اروپا، كانادا، كشورهاى غرب جغرافيايىاند و قاره آسيا و كشورهاى آن در شرق جغرافيايى مشاهده مىشوند.
ج- ما وقتى از غرب و شرق ياد مىكنيم، مرادمان غرب و شرق جغرافيايى نيست.
امروز ما معتقديم كه غرب و شرق جغرافيايى همه غرباند. ما غرب و شرق جغرافيايى را به معناى حقيقى و معنوى آن لحاظ نمىكنيم امروزه آسيا و آفريقا نيز دچار غرباند.