بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٧
ب- عقل بالمستفاد: كه انسانهاى به خصوصى از آن برخوردارند. ابن سينا از آن به عقل «بالمستفاد» يا «عقل كامل» ياد مىكند. عقلى كه تمام مراحل كمال عقل بشر در آن طى شده است.
عقل بالمستفاد يعنى عقل انسان كامل، عقل پيامبر، عقل ولىّ. بهنظر ابن سينا، به عقل فيلسوف نيز گفته مىشود. زيرا ابن سينا، فيلسوف و پيامبر را واجد مرتبه عالى عقل يا عقل بالمستفاد مىداند. پس عقل از نظر ابن سينا و فارابى داراى مراتب كمال و ضعف و نقصان است. اين درجات، همگى متعلق به بشر است و از يك نوزاد آغاز شده و تا پيامبر ختم مىشود.
نكته بسيار مهمى كه در تفكر شيعى ابنسينايى وجود دارد، اين است كه: رشد عقل از مرحله استعداد تا مرحله كمال به كمك و استناد خودش به فعليت و رشد نمىرسد.
در همه تاريخ تفكر اسلامى، اين يك حقيقت است. همانطورى كه دانه در خاك به خودى خود رشد نمىكند و براى رشد، نياز به كمك عوامل بيرونى دارد، عقل نيز در ديدگاه متفكران اسلامى اين چنين است. عقل نوزاد به كمك عامل عينى و بيرون از پرده ظاهر، به تدريج آن را بهسوى خود مىكشاند و پلّه به پّله آن را به كمال مىرساند. اين درجه پنجم از عقل است و ابن سينا و فارابى، آن را «عقل فعال» مىنامند. درجات عقل تا مرحله چهارم، عقل بشر است. اما عقل فعال، عقل بشر نيست. عقل فعال، عقل بيرون از بشر است. ابن سينا به ما مىگويد: در تفكر اسلامى و شيعى، بيرون از عالَم انسانى، عقل وجود دارد. فرشتهاى كه به او عنوان «عقل» مىدهند، اين فرشته عقل فعال و بيرون از بشر است. وظيفه آن فرشته، رشد دادن عقل بشر است كه به او علم و دانش بياموزد. بشر به تنهايى نمىتواند علم و دانش كسب كند. مطالعات و كوششهاى بشر، مقدمه علم است تا زمانى كه عقل فعال به او كمك نكند، عقل انسان از مرحله هيولايى خارج نمىشود.
حكماى اسلامى، گاهى عقل فعال را همان «جبرئيل» مىدانند. از اين رو، جبرئيل كه به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وحى كرد، همان عقل فعال است كه بيرون از بشر، به عقل كامل گفته مىشود. پس عقل در انسان، يك وديعه الهى است.
عقل در تفكر اسلامى