بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٠
٦- به نظر ما آنچه در مورد غرب مطرح كرديد، قابل قبول اين جمع است و اگر به ذهن كسى خطور كند، كلّيت اين مطلب را قبول دارد؛ اما سخن اين است كه اگر شما اين بحث را براى عموم مردم و كارساز بودن حكومت دينى مطرح نماييد، آيا امكانات اوليه آن تأمين شده است كه بعد بخواهيم روى اين مسايل بحث كنيم؟ در حقيقت نظر ما اين است كه بحث را به طور وسيعترى مطرح نماييد و نقاط مثبت غرب را هم يادآور شويد. تا عموم مردم فكر نكنند كه اصول و مبانى غرب، فقط مشكل عدهاى از خواص است.
پاسخ- ما مدعى نيستيم كه حكومت دينى و اسلامى ايجاد كردهايم. اگر دشمنان مزاحمت ايجاد نكنند. ان شاء الله حكومت دينى را مىخواهيم درست كنيم. در اين مدت بيست سال كه هنوز نگذاشتهاند. چون ده سال آن را گرفتار جنگ بوديم و بعد از آن نيز گرفتار جنگهاى ديگرى شدهايم. سيرى كه در غرب اتفاق افتاد، عكس آن درباره ما صادق است. غرب با فاصله گرفتن از حاكميت كليسا و اشرافيت آن دوران و الهام از بعضى آموزههاى اسلامى توانست تحرّكى در آن ايجاد نمايد. اما به قول معروف، سوراخ دُعا را گم كرد و اگر جهتگيرى آن را اصلاح مىكرد، شايد به بسيارى از چيزهاى ديگر مىرسيد و چون اينگونه نشد، سقوط كرد. متأسفانه ابعاد اين فاجعه كه در غرب اتفاق افتاد و همه دنيا را در آتش خود مىسوزاند، به اندازهاى است كه خود غربىها نيز به آن اعتراف نمودهاند. پس نمىتوان اين ظاهر سطحى را ديد و روى آن قضاوت كرد. البته مطابق فرمايشات حضرت امام قدس سره، سالها آموزههاى غلط غرب در كشور اجرا شد و ما را از اصالتهاى خودمان جدا كرد و همه مشكلات و مصيبتهاى ما از آنجا نشأت مىگيرد. هنوز ميان ما اين مطلب حل نشده است كه الگوى اقتصاد اسلامى چيست؟ نه اينكه حلّ نشده است بلكه حتّى نمىخواهيم آن را باور كنيم! چنان كه الآن عدهاى از درون جبهه خودى، نسبت به اصل كفايت دين در اداره جامعه ترديد داشته و مىگويند:
«دين و سياست كاملًا از هم جدا هستند و دين را نبايد با سياست ممزوج كرد. زيرا قداست دين از ميان مىرود!» پس، وقتى در ميان خودمان ترديد هست، چه انتظارى است كه شما همه ابعاد سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى اسلام را حاكم كنيد؟