بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٨
بردگى بهشدت رواج داشت و حكومت در دست طبقه اشراف و نظام طبقاتى حاكم بود.
به همين به دليل، وضع طبقاتى و تفاوت طبقات اجتماعى، آشوبهاى بسيارى عليه حكومت آتن و اسپارت به عنوان حكومت حاكم بر يونان بر پا شد. اشراف نيز قدرت مقابله جدى با آنان را نداشت و در چندين مرحله، بسيارى از ثروتمندان و اشراف در اين درگيرىها كشته شدند. در حقيقت، ثبات اجتماعى وجود نداشت و در مدت طولانى، سه شكل از روابط اجتماعى يا روابط سياسى حاكم بود.
پيش از فروپاشى دولت آتن و سقوط يونان و تصرف آن توسط روم، سه شيوه اداره كشور در يونان و بهطور مشخص در آتن موجود بود:
الف- شيوه، حكومت «پدر سالارانه» بود كه خانوادههاى بزرگ با حاكميت شخصى بنام پدر با قدرت مطلقه اداره مىشد. در اينجا از يك دولت فراگير و سراسرى خبرى نبود. و افراد آزادى سياسى اجتماعى هم نداشتند و همه عناصر آن خانواده تابع رئيس خانواده بودند.
ب- مرحله استقرار «دولت شهر» كه از مرحله قبلى شكل گرفت. اگر دولت «شهرهاى» يونان را شنيده باشيد، مربوط به همين مرحله است كه بعد از فروپاشى نظام پدرسالارى، دولتهاى فراگيرتر از خانواده ايجاد مىشدند و بهطور طبيعى، آزادى بيشترى حاصل شد. ولى پس از چند سال، اين شكل اداره كشور هم از هم گسيخته شد.
ج- مرحله اداره كشور، مرحله حاكميت دولت شهرها و استقرار حاكميت دولت شهرها بود كه با نهادينه شدن اين «دولت شهرها»، ابزار اداره مركزى شهر فراهم شد. و نوع شكلگيرى آن به اين صورت بود كه مجمع عمومى، متشكل از همه شهروندان آتنى در يك ميدان بزرگ «١» شهر جمع مىشدند و در موضوعات مختلف بحث و تصميمگيرى مىكردند. البته از ميان خودشان براى اداره شهر، يك «شورا» را تعريف مىكردند كه متشكل از طبقه اشراف بودند. و چون از طبقه محرومين انتخاب نمىشدند، تا پايان حاكميت اين دوره با اشراف بود. اگر چه اينان با رأى همه مردم انتخاب مىشدند و حوزههاى اجتماعى شهر را اداره مىكردند. مدتى بعد مردم در همين ميادين افرادى را براى قضاوت كردن درباره خصومات، انتخاب كردند و بدينسان دادگاهها را شكل