بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨
تجربه ثابت مىشود، ارزش آن بيشاز مطالبى است كه از راه عقل و وحى اثباتمىشود؟
اين مطالب نياز به بررسىدارد كه براى اثبات آن، پرداختن به مباحث ذيل ضرورى است:
الف- معرفت شناسى.
ب- هستى شناسى.
ج- انسان شناسى.
براى آموزشهاى دينى، بايد از معرفتشناسى آغاز كرد. در معرفت شناسى، بايد نوعى معرفت اثبات شود كه به مراتب بالاتر از ادراكات حسى است بطورى كه حتى ارزش و اعتبار معارف علمى، تجربى در گرو آن اصول فوق حسى است. اگر آنها اعتبار نداشته باشند، ادراكات حسى نيز ارزشى نخواهند داشت.
بنابراين، اثبات اين موضوع، به سلسله مباحث «معرفت شناسى» نياز دارد كه نخست بايد به آن پرداخت. آنگاه براساس آن، شناخت هستى ضرورت پيدا مىكند. يعنى: بايد از جهان يك شناخت كلى به نام «هستى شناسى» داشت تا در چارچوب آن، انسان و جايگاه او را در هستى بشناسيم. بعد از دستيابى به اين شناختها، كه جنبه نظرى دارد، سه ماده ديگر است كه جنبه ارزشى و علمى دارد:
الف- ارزشهاى اخلاقى.
ب- قوانين حقوقى.
ج- قوانين سياسى: قوانين سياسى مربوط به سه حوزه: فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق و فلسفه سياست است. كسانى كه مىخواهند در زمينه دينى تقويت شوند و در اين راه در برابر شبهات ديگران مقاومت كنند، بايستى خود را به اين علوم مجهز كنند.
فصل سوّم: اعتبار قانون قانون شامل: قوانين اساسى، قوانين موضوعه، مصوبات دولت، بخشنامههاى وزارتخانهها و ... است. اعتبار اين قوانين به چيست؟
در اين زمينه، بحثهاى گستردهاى از سوى فيلسوفان حقوق و سياست انجام گرفته است كه مهمترين آنها به شرح زير است:
١- ملاك اعتبار قانون، به عادلانه بودن آن است. اگر قانونى براساس عدل، وضع و