بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢١
تحصيل كرده بودند، تحت تأثير آموزههاى غربى، چنين عقيده داشتند كه: راه نجات، اصلاح و رفرم است. البته قايل به براندازى رژيم حاكم نبودند و در چارچوب قانون اساسى و نظام سلطنتى، معتقد به تغيير و اصلاح بودند.
در مورد جريان ناسيوناليستى و ملىگرايى نيز مىتوان گفت: نقطه ختم آنان، در كودتاى ٢٨ مرداد است. در اين كودتا، مصدق بركنار شد. مدتى زندان و سپس تبعيد شد و تا آخر عمر نيز در تبعيدگاهش، در مِلك شخصى خود در احمد آباد زندگى مىكرد و بعد همانجا مُرد. با شكست نهضت ملى و دولت مصدق در ٢٨ مرداد ١٣٣٢، جريان ناسيوناليستى نيز خاتمه يافت. البته هرازگاهى، برخى اعضاى آن، اعلاميهاى منتشر مىنمودند و پنهانى اقدام به تجمع هواداران محدود خود مىكردند ولى هيچ گاه جبهه ملى شكل نگرفت. در سال ١٣٥٦ و باز شدن فضاى سياسى كشور از بركت فعاليت ياران انقلاب اسلامى، اينان دوباره ابراز وجود كردند. سه نفر از سران آنان، شاهپور بختيار و دو نفر ديگر، كه از سران جبهه ملى بودند، به شاه نامه نوشتند و از او خواستند كه سلطنت كند نه حكومت!! پيدايش جريانات كمونيستى در ايران حزب توده، مظهر جريان كمونيستى در كشور ما بود. گروهى كه به ٥٣ نفر معروف شدند، در همان سالهاى اول كودتاى رضا خان شكل گرفتند. چند سالى رژيم با آنان مماشات كرد. آنان نيز رژيم را تأييد مىكردند. براساس تحليل فلسفى، كه از رضا شاه داشتند، او را نماينده بورژوازى دانسته و فكر مىكردند كه بورژوازى براى براندازى فئوداليزم مفيد است و بورژوازى، مرحله پيشرفتهاى از فئوداليزم است. از اين رو، حكومت رضا شاه را كه نماينده يك مرحله برتر تاريخى مىپنداشتند، ترجيح مىدادند و گاهى نيز از او حمايت مىكردند. ولى در ادامه، به تعارض رسيدند. حدود سال ١٣١٦ رضا شاه لايحهاى از مجلس گذراند و همه جريانهاى كمونيستى را لغو كرد و اين افراد را دستگير نمود كه تعداد آنان در زندان به ٥٣ نفر رسيد.
دكتر ارانى به اتفاق همفكران خود، تعداد ديگرى از دانشجويان غرب رفته و به اصطلاح منورالفكر را كه در زندان بهسر م بصيرت پرچمداران ١٢٧ مواضع فكرى نهضت آزادى و انديشههاى بازرگان ص : ١٢٦ ىبردند با مفاهيم ديالكتيكى و ماركسيستى