بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٧
كميت، و عدد مساوى مىشود اگر زبان خلقت رياضى شد، آنگاه همه عالَم طبيعت با كميت و مقدار مساوى است! و مىتوان آنها را در معادله هندسه و جبر آورد و طبيعت را با زبان رياضى فهميد.
آيا طبيعت از نظر دين و تفكر دينى، با كميت برابر است؟ البته در عالَم طبيعت، مقدار و كميت وجود دارد ولى طبيعت مساوى با كميت و مقدار نيست. بسيارى از موجودات عالَم، از مقوله كميت نيستند و بهعنوان امور كيفى در اين جهان وجود دارند. طبيعت، مظهر زيبايى و جمال حق است. آيا زيبايى و جمال را مىتوان با فرمول رياضى نشان داد؟
اگر رياضى، بهعنوان زبان طبيعت پذيرفته شود، پس زبان آن هنر، شعر و وحى نيست.
نيوتن به اندازهاى مورد تجليل قرار گرفت كه به حق، هيچ دانشمندى در تاريخ به اندازه او مورد ستايش قرار نگرفت. الكساندر پُف، از شاعران هم عصر نيوتن، در شعر بسيار مشهورى درباره او گفته است: «قرنها، جهان در تاريكى بسر مىبرد. آنگاه خدا نيوتن را خلق كرد. يك مرتبه جهان از تاريكى به روشنايى آمد.» در اين اشعار، نيوتن خورشيد است نه قدّيسان و انبياء!! و خداوند يك بنده بزرگ داشت كه او نيز نيوتن بود و عالَم را روشن كرد. از آن سو، شاعر ديگرى بر عليه زبان رياضى نيوتن اين چنين سرود: مرگ بر نيوتن! لعنت بر نيوتن! زيرا تا پيش از او، وقتى نور خورشيد به شبنم مىتابيد و نور در آن تجزيه مىشد و ما طيف قوس و قزح را در شبنم مشاهده مىكرديم، غرق در لذّت و سرور و بهجت شده و از آن همه زيبايى سرمست مىشديم. اما اكنون نيوتن مىگويد: همه اينها طول موج است. و نگاه به قوس قزح، نگاه به عدد است و بدين ترتيب، نيوتن حال ما را گرفته است و ما مستىِ زيبايىِ جهان آفرينش را فراموش كرديم و به هر جا مىنگريم، فقط «عدد» مىبينيم! نيوتن، اين بلا را سر طبيعت درآورده است كه جهان با عظمت طبيعت را با ماده و كميت و مقدار يكسان قرار داده است. در اين صورت، راه مطالعه طبيعت نيز عقل رياضى مىشود و براى شناخت آن، انسان فقط به عقل رياضى يا عقل جزوى نياز دارد.
پس اين اتفاق، در عصر جديد افتاده است و عقل مساوى با عقل رياضى شده است.
عقل رياضى، صورت تمام عيار عقل شده است. البته اينها به مفهوم بدى عقل رياضى نيست. عقل رياضى بسيار چيز خوبى است. بسيارى از اتفاقها با عقل رياضى رخ