بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٤
جهل بروز مىكند و عقل شرق از انجام آن عاجز است؟
پاسخ- عقل دانشمندان غرب، عين جهل نيست. بلكه عقل جزئى است. عقل جزئى، محور تحولات عصر جديد واقع شده است. اكنون اگر «عقل كلى» سيطره پيدا كند، تحولات كنونى مقدمه وقوع تحولاتى است كه در آينده اتفاق مىافتد. در قرن چهارم و پنجم هجرى، جهان اسلام داراى تمدن بزرگى بود كه دوست و دشمن به عظمت آن چشم دوخته بودند. ما بايد درباره آن عزت و عظمت به دقت مطالعه و انديشه كنيم.
همين اندازه مىتوان گفت كه: آنچه در آن زمان اتفاق افتاد، تازه در سايه حكومت خلفا بود. خلفايى كه غاصب حقيقت و مقام و موقعيت ولايت بودند. در تاريخ، به جز مدت كوتاهى از صدر اسلام، مسلمانان هرگز از اسلام و حقيقت آن، برخوردار نشدند. هنوز حقيقت شرق، ظهور نكرده است. در صورت ظهور، آنگاه تمام اين اتفاقهايى كه تا كنون براى بشر رخ داده است، همه مربوط به ما قبل تاريخ است. تازه يك تاريخ مشعشعى بعد از اين بايد رخ دهد كه در سايه صورت حقيقى شرق واقعى، كه خورشيد ولايت تامّه كبرى است، بايد به وقوع بپيوندد. الآن، آن حقيقت، در جهانِ ظاهر نيست. زيرا فكر غربى، بسان ماه در مقابل خورشيد است. عقل جزئى مثل ماه در برابر خورشيد است.
فكر غربى، شبى است كه با ماه و عقل جزئى روشن است. از اين رو، حتى مساوى با جهل نيز به حساب نمىآيد.
٦- شيخالرئيس بوعلى سينا، منطق را ترازوى سنجش و ابزار هدايت بهسوى خداوند مىداند. آيا اين منطق همان عقل است؟
پاسخ- آرى! منطق همان عقل است. اما منطقى كه او مىگويد، منطقى است كه با دين و ديانت هماهنگى كامل دارد.
٧- فارابى فلسفه را تنها ابزار شناخت و آگاهى از آفريدگار يكتا مىداند. آيا همان عقل ابزارى بنام عقل است؟ فلسفه و منطق در جوار عقلاند نسبتها را بيان كنيد.
پاسخ- آرى! عقل است. اما عقل، همان عقل دينى است. عقل فارابى، عقل ارسطو نيست. عقل دينى بهتمام معنا است كه در عالم رشد مىكند و فارابى پيشرو چنين تفكرى بود.
٨- در بررسى، عقل سالم را ملازمت با اتباع احْسن خوانديد كه اگر فردى، بهطور مثال:
كاپيتال را بر قرآن ترجيح داد، ما قبول نداريم. فكر نمىكنيد چون شرع با فطرت پاك سازگارى دارد، به خاطر عدم بهرهورى از فطرت پاك است كه كتاب ديگرى را بر كتاب جامع ترجيح