بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٧
پايگاهى در شمال عراق داشته باشد، الآن در حال فعاليت است. شمشير اين مجموعه، تركيه است. هرچند وقت يكبار به بهانه سركوبى پ. پ. ك. به آنجا لشكركشى مىكند.
بهطورىكه هماكنون، شمال عراق دراشغال تركيه است. چندى قبل، آقاى سليمان دميرل گفت: موصل جزء تركيه است. اگر تركيه از ديد آمريكايىها خيلى عاقلانه عمل كند، نقص خود را جبران مىكند. زيرا تركيه نفت ندارد. با اتصال شمال عراق به تركيه، منافع آن را مىتواند با اسرائيل تقسيم كند. در اين صورت، شمال عراق نيز جزء مكمل اتحاديه آمريكا، اسرائيل و تركيه مىشود. در اين ميان، اردن جزء ناچيز آن اتحاديه خواهد بود و شمال عراق نيز جزء مهم و كم دردسر آن بهشمار خواهد آمد.
وضعيت آمريكا در آذربايجان آمريكايىها در آذربايجان، با تمسك به افسانهسازى ذخاير نفت درياى خزر فعال هستند. با برپايى غوغاى نفت درياى خزر در اين كشور، اين بحث به شدت رايج شد كه آيا سياست خارجى آمريكا تحت تأثير نفت است يا نفت تحت تأثير سياست خارجى آمريكا قرار دارد؟ اوائل تصور مىشد كه سياست خارجى آمريكا تحت تأثير نفت است.
زيرا در اين راستا، كيسينجر گفته بود: درياى خزر، خود يك خليج فارس ديگر است.
ميزان ذخاير نفتى آن دويست ميليارد بشكه برآورد مىشود.
شركتهاى نفتى با شنيدن اين سخن، همه به طمع افتادند. بسيارى از آنان براى انعقاد قراردادهاى اوليه به منطقه هجوم آوردند. بهگونهاى كه بر سر اين سفره گسترده، براى ملاقات با حيدر علىاف با يكديگر به رقابت پرداختند و هر كدام براى دريافت سهم بيشترى در تلاش بودند. حتى جمهورى اسلامى ايران براى دريافت ٥% يا ١٠% با حيدر علىاف به مذاكره نشست. بالاخره: «بر اين خوان يغما چه دشمن، چه دوست!» حيدر علىاف بر تخت امپراتورى باكو نشسته بود و درياى خزر و نفت آن را تقسيم مىكرد. به تدريج حرارت اوليه رو به سردى گراييد و به تازگى راديو بىبىسى در تحليلى گفت نفت درياى خزر به آن اندازهاى كه ذخاير آن را برآورد كردهاند، نمىباشد.
گفته مىشود كه شايد ذخاير آن كمتر از يكصد ميليارد بشكه باشد. يعنى همه ذخاير نفتى درياى خزر، كه مىبايست بين پنج كشور حاشيه آن تقسيم شود، به اندازه ايران