بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢
مىداند، نسبت به ديگر انسانها به طريق اولى ممنوع است.
اين موضوع، در جريان مباهله نيز چنين آمده است:
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِه شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَانْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ «١» اى رسول من! به مسيحيان و اهل كتاب بگو كه ما يك سلسله اصول مشترك الهى- انسانى داريم كه جز خدا، هيچ كس را نپرستيم و شريكى براى او برنگزينيم؛ نه از انسانها و نه از غير آنان، هيچ يك از ما، خود را بر ديگرى تحميل نكنيم و غير از خداوند، كسى را رب و پروردگار خود ندانيم و از او فرمان نبريم.
پس در اين بخش، دو وظيفه داريم: اول آنكه خود ما انگيزه ارباب بودن بر ديگران را نداشته باشيم و دوم اينكه ربوبيّت ديگران را نپذيريم و به عبارت ديگر، نه سلطهگر فرهنگى باشيم و نه سلطه پذير.
در مورد مسائل سياسى و نظامى نيز قرآن كريم از سويى، ظالمان و تجاوزگران را مورد سرزنش و نكوهش قرار مىدهد: «انَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ «٢» ؛ «انَّ اللَّهَ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمينَ» «٣» ؛ «انَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ» «٤» و از ديگر سوى، ذلت و خوارى در برابر بيگانگان را نفى مىكند: «وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلًا» «٥» و دستور هشيارى و آمادگى نظامى و سياسى را صادر فرموده است: «وَ اعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ» «٦» و در مورد سلطه مالى و ارباب رعيتى اقتصادى نيز قرآن كريم، با همين منطق در مسأله حرمت ربا مىفرمايد اگر رباخوار توبه كند، اصل مالش به او برمىگردد تا نه ظلمى به ديگران شود و نه ظلمى به او: «فَإِن تُبْتُم فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ» «٧» بنابراين، جز در مورد خدا، رژيم ارباب و رعيتى بهطور كلى ممنوع است و هيچ كس